{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت 4

اما که این صحنه رو دید خشکش زد و گفت: مایکی؟ این کیه پشتت نکنه دوست دخترته؟
مایکی با سرخی: نهههه!
اما: پس چرا سرخ شدی؟
مایکی: خب اصلا به تو چه حالا ولش کن رمی خودتو معرفی کن
رمی: خوب خوب صبح بخیر من روی کاتسومی هستم و یه دبیرستایم و قاتل هم هستم که منو به اسم شاپرک خونی میشناسن😊
اما و سنجو: وات فاک ببینم شاپرک خونی تو بودی؟
رمی: اره. 😊
اما: ببینم تو که خیلی مظلومی بچه با تین پاکی چرا باید قاتل باشه؟
ران: هه؟ مظلوم؟ اون روشو ندیدی.
اما: خفهههههه
خوب خلاصه همه ی اعضا خودشون رو معرفی کردن و صبحونه خوردن.
اما و سنجو : رمییییییییی
رمی: ب... بله
اما: بیاااااااا
رمی: باشهههه رمی رفت پیش اما
اماو سنجورمی رو کشیدن توی اتاق
اما: ببینم دیشب اینجا بودی دیگه؟
رمی: اره
سنجو: خوب پس کجا خوابیدی؟ اتاقی که اماده نکرده نبودن؟
رمی: خ خو خوب پیش مایکی سان خوابیدم
سنجو و اما: چیییییی؟ ببینم پیش هم خوابیدین؟
رمی: خوب اره
اما ذوق کرد: خوب از شناختی که من از مایکی دارم داداشم هیچ وقت یه دختر قریبه رو توی اتاقش راه نمیده چه برسه که پیشش بخوابه مگر اینکه... 😉
رمی سرخ میشه: هاع؟ نه نه نه اصلا همچین چیزی نیستتتت
اما: خوب بزار اینا رو بزاریم کنار چرا صبح که از اتاق اومدین بیرون دستت رو گرفته بوووود؟ ببینم نکنه به جای اینکه شب پیش هم بخوابین، روی هم خوابیدین؟
رمی: نههههههه اصلا این چه حرفه ما ما فقت خوابیدیم تازه تا قبل از یه اتفاقی با فاصله از هم خوابیدیممممم.
سنجو: چه اتفاقی؟
دیدگاه ها (۰)

پارت 5رمی: خوب... خوب... دیشب مایکی سان وقتی خواب بود منو مح...

پارت 6مایکی و رمی به سمت خونه ی خاله ی رمی حرکت کردن رمی: خو...

میخوام یه چند پارتی از کایزر بدمممم

پارت 3ا.ت: اون... اون... اون خوناشام.... نفسم بند اومد شروع ...

پارت 4اما که این صحنه رو دید خشکش زد و گفت: مایکی؟ این کیه پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط