{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد، اما هر وقت تنم

به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد، اما هر وقت تنم به جماعت بینا خورد گفتند: مگر کوری؟!
روزگارت بی نیاز باد ازاین جماعت بینا ...
دیدگاه ها (۷)

الان یه طوری شده دخترایى که چکمه خریدن بیشتر از کشاورزا، چشم...

میگویند درهنگام بارش باران دعاها مستجاب میشوند برایتان سلامت...

پیرزنه به بسیجیه میگه: ننه ازدواج کردی؟ بسیجیه با ب...

همه با هم بگیم یااااااااااااااااحسین

بچها این دوستم رو میشناسید دیگه؟ توی خیلی از پست ها و استوری...

the first lie

ادامه پارت ۴۳

صدای مهیب p9

برده عمارت جئون

🌿 قسمت چهارم       روزهایی که هیچ‌کس از آن‌ها               ...

#چند_روایت🔸چند روایت از فرمانده‌ای که بعد از شهادت هم؛ گمنام...

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

🔘 داستان کوتاهدر چمنزاری خرها و زنبورها در کنار هم زندگی می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط