{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐦𝐲 𝐛𝐞𝐫𝐨𝐤𝐞𝐧 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭

𝐦𝐲 𝐛𝐞𝐫𝐨𝐤𝐞𝐧 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭
ᴘᴀʀᴛ¹⁰


ا.ت ویو:
×ا.ت تو حق نداری کوک رو دوست داشته باشی
+چرا؟!
_چون من دوستت دارم
+......
+چ...چی؟
×من حاضرم برات بمیرم ا.ت چرا نمیفهمی؟
+من نمیتونم...دوستت داشته باشم
×چرا چون عاشق اونی؟
×چرا همیشه اون بهتر از منه؟
ا.ت ویو:
سریع رفتم توی خونه
*ا.ت چیزی شده
+ن....نه
*باشه(تعجب)
سریع رفتم تو اتاقم
چند ساعت بعد:
ته و جیمین رفته بودن منم منتظر کوک بودم
خیلی درگیر حرف های ته بودم....
کوک ویو:
ته و جیمین رفته بودن خونه من بعد که اومدن سرکار انگار برای ته یه اتفاقی افتاده بود
_ته چی شده
×هیچی فقط یکم خستم
_برو خونه
×باش
شب:
ا.ت ویو:
کوک اومده بود خونه یکم فیلم ترسناک دیدیم
+جیغغغغ
_نترس همش یه فیلمه
+بیا..بریم...بخوابیم
_اوکی
_پیش من بخواب
+باش...
رفتم پیش کوک خوابیدم
خواب ا.ت:
(علامت آدم ناشناس=)
=بیا پیشم دختر کوچولو
+کوک(داد) نجاتم بده
=کوک رفته خانمی
=تو با من میای
+نمی‌خوام ولم کن...عوضی(گریه)

ا.ت از خواب میپره
_ا.ت بیدار شو فکر کنم کابوس دیدی
+اره فکر کنم برای فیلم دیشبه
ا.ت ویو:
رفتم از تخت بیرون میخواستم از پله برم پایین ولی یهو بیهوش شدم....
دیدگاه ها (۱)

کوک : من...... من....... مننننا. ت : کوک آنقدر من من نکنکوک ...

پارت. 27

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

خلاصه رمان « مادر ا/ت از پدر ا/ت جداشه و قرای با کسی ازدواج ...

رمان : قلب در تاریکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط