{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر ۴ساله تو تاکسی بغل دستم نشسته بود و آلوچه میخورد.

دختر ۴ساله تو تاکسی بغل دستم نشسته بود و آلوچه میخورد.

گفتم مگه نمیدونی آلوچه بده، چرا میخوری؟



گفت پدربزرگم 115سال عمر کرد.



باتعجب پرسیدم چون آلوچه میخورد؟



گفت نه چون سرش تو کار

خودش بود.



چنان قانع شدم که الان سه روزه دیگه با کسی حرف نمیزنم
دیدگاه ها (۱)

ورود ترکان غزنوی به ایران و شکست آنان از کُردها ترکها به هر...

هه ر بژی #کورد #کوردستان #کرمانج #آریایی #آپو

دختر های محله ما ツ

مهربانوی بختیاری ........زاده ایران آریایی #ایران #آریایی...

همخونه اجباری... پارت ۱۳۲«ویو جئون جونگ‌کوک»جلسه تموم شده بو...

عاشقم باش Part 30

my love part 27

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط