{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنجشنبه

پنجشنبه
زنی است تنها
که آنقدر از عشق گریخته ست
به پستوی انزوا
مبادا خیالش در خواب هیچ مردی
خودنمایی کند..
زنی که
تلخیِ تنهایی را به جان می‌خرد اما
بدعادت به چای قندپهلوی عشقی نمی‌شود که
طعم دوست داشتنش
زود از دهان می‌افتد..

حمیدرضا_هندی *
دیدگاه ها (۱)

هـزار حضـرت مریــم اسیـر مـادر توستتو را بس است همینکه بتول ...

حس خوب ...کاش میشد بی آنکه کسی بداندیکی به روزهای هفته اضافه...

شب از ستاره پر شد و من از هجوم بے ڪسے شب و من و ستاره و ڪسے ...

مرا باران صدا بزندل تنگ که شدیبه شیشه می زنمپشت پنجره بیاتما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط