{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⛓️💜ببر وحشی💜⛓️

⛓️💜ببر وحشی💜⛓️
(پارت ۱)
ویو ات
با ساعت الارم گوشیم از خواب بیدار شدم رفتم دستشویی اومدم بیرون صبحونه درست کردم و رفتم لباس پوشیدم و اومدم نشستم خوردم ساعت رو دیدم 7:40 دقیقه بود وقت دارم تا 8 صبح سریع جمع کردم و شستم و رفتم بیمارستان درو واز کردم همه تا منو دیدن تا کمر خم شدن هر روز همینجوره رفتم لباس دکتریمو پوشیدم و رفتم تو اتاق کارم پرورده هارو درست میکردم و امضا میکردم(ما اینجا علامت ملامت نداریم)
ات:الو یه قهوه بیارین لطفا
گوشی رو گذاشتم و به کارام رسیدگی میکردم هنوز 10 تا پرورنده دیگه باید امضا کنم هوففف چرا قهوه رو نمیارن ک یهو صدای جیغ یکی از کارکنان بلند شد سریع رفتم پایین دیدم کسی ک واسم قهوه میاره چاقو خورده پشمام ریخت اصن نمیتونستم تکون بخورم ک پلیس و امبولانس اومدن بردن داشتن صحنه جرم رو بررسی میکردن
ات:اقا پارک میشه بریم دوربینارو چک کنیم
اقای پارک:چرا که نه بفرمایید
رفتیم ببینیم چی شده گارسون داشته میومده ک یه مرده ک استایل دارک داشت با چاقو اومد تو دلش و الفرار سریع رفتم پیش پلیس
ات:اقای پلیس سریع بیاین اینجا دوربینا همچیو ضبط کرده
رفتیم و پلیس از اول تا اخر صحنه رو تماشا کرد ک صورتشو تونستیم ببینیم یکم تار بود ولی چه جذابی بودا اوففف
پلیس:سریع باید بیمارستان رو بگردیم...

ببخشید اگه بد شده معذرت فعلا شرط نداریم❤
دیدگاه ها (۳)

این بدتر از جیمینه ک😐لایک و کامنت و فالو🌹اصکی میری بگو💖سوال ...

ببر وحشی💜⛓️(پارت ۲)ویو اتپلیس:باید سریع اینجارو بگردیمپلیس ا...

شخصیت ها👇🏻تهیونگ ات اجوما برادر تهیونگ و خواهر تهیونگ سن ها👇...

اقا همه یه فیک تو پیجاشون هست منم فیک میزارم🤣

A game of love and hateP¹ویو ات با صدای زنگ گوشیم از خواب پر...

𝓹𝓪𝓻𝓽2ات ویودیدم که عرررررر قبول شدم که یهو یه شماره ناشناس ز...

فیک افسرده پارت پنج

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط