{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part:182
هانی : یعنی چی
لارا : مثل مریضیه مامان الکسه
کوک ؛ م..منظورت..تومره
لارا : عا...عاره(بغض)
ته : یعنی چی لارا چی میگی
هانی : نه بابا زر میزنه
کوک : یعنی قراره ب..بمیره
لارا : نه نه نمیمیره زنده میمونه چون ماله اون تازه مرحله دوعه
ته : لعنتی
لارا : ما باید بخاطر سوبین خودمونو جمع کنیم بچه ها میدونین که روحیه مهم ترین چیزه
کوک : که تو خونه ما وجود نداره
الکس : چ...چخ..بره(نفس نفس)
هانی : الکس ت...تو اینجا چیکار میکنی مگه نرفتی
الکس : هوففف نفسم بالا نمیاد
لارا : بگیر آب بخور
ته ؛ چجوری اومدی مگه نرفته بودی آمریکا
کوک : پرواز کردی چجوری
الکس : زنگ زدن گفتن من با سریع ترین سرعتم خودمو رسوندم
الکس : سوبین کو چیکارش کردین آشغالا
لارا : هعی آروم باش
الکس : چجوری مگه نمیبینی مریضه احمقا اون تومر داره نفهما
لارا : بچه دکتر
دکتر : خب میتونیم یه صحبتی داشته باشیم
دکتر (درحال حرف زدن)
ته : یعنی چی
دکتر : خلاصه بگم تومرش بزرگ تر شده بدنش خیلی ضعیفه و خب خیلی فشار روشه شما باید بهش روحیه بدین از استرس یا هرچیز دیگه که تحت فشار بزارتش باید دورش کنین نه این که اذیتش کنین
ته : ما‌...ما نمیدونستیم
دکتر : من دیگه برم وقتی بیدار شد معاینه میشه اگه خوب بود مرخصش میکنم
کوک : ممنون بفرمائید
الکس : با اون وضعیت عمارت شما منم بودم مریض میشدم
ته : ببین دیگه نباید دعوا کنیم لارا به خصوص تو
لارا : هوم
دیدگاه ها (۰)

Part:183هانی : الکس میگم چقدر بدبختی الکس : هع واقعا ته : د...

Part:184سوبین : تهیونگی(بغض)تهیونگ : جانم سوبین : فکر کردم ر...

Part:181لارا : تو خیلی توقعت بالاس هانا آجوما : تو حتا بهم ا...

Part:180ته : من کوک : عاره تو ته : خیلی داری زر میزنی جئون ک...

Part : 229سوبین : میخوام برم خونه (گریه)لارا : سوبین لطفا ها...

Part : 229سوبین : میخوام برم خونه (گریه)لارا : سوبین لطفا ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط