{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو:

سناریو:
وقتی بدونه اجازشون میری تو اتاق کارشون و میفهمی مافیان ولی اونا نمیخواستن بدونی چون میترسیدن از این که از دستت بدن


نامجون: ات تو اینجا چیکار میکنی 😡
ات: من فقط ب بخشید ول ولی چرا سرم دادم میزنی(گریه)
نامجون: ات ببین گریه نکن فقط ولمم نکن (بقض)
ات: اخه احمق کی گفت قرار ولت کنم خدایا منو گیر چه دیونه ای انداختی(خنده به همراه گریه)
نامجون: 😐


جین:
ات خودشم مافیاست😐🤫


جیهوپ: سانشاینم ناراحتی که بهت نگفتم
ات: نه فقط سوپرایز شدم🫢


جیمین: حالا که بدون اجازه میا تو اتاقم بایپم تنبیهت بشی
ات: نه نه نه
جیمین ات رو بلند کردو.....


ادامه در پارت بعدی 🤗❤️‍🔥
۳ لایک و ۱ بازنشر برای پارت بعدی
دیدگاه ها (۱)

سناریو درخواستی بدین میزارم🤗🤫هرچی باشه🤫👿🛐📿😅

سه پارتی: امروز فروخته شدم خب بیاین از اول شروع کنممن ات هست...

بچه ها رمان جدیدی چند پارتی دارم مینویسم ولی خب حوصله ندارم ...

تهیونگ: درو باز نمیکنیات: نهتهیونگ: خیلی خب خودت خواستی ات: ...

وقتی هیت میگیری و ناراحت میشی نامجون: ات جونم خوشگلم پرنسس ا...

#سناریو_بی_تی_اس #درخواستی وقتی توی بقلشون می‌میریم ( حرف ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط