rakan
rakan
شاید ندونم حالتٌ اما
حال و هوای من غم انگیزه
از رو لبام خنده نمی افته
شعرااام از دلتنگی لبریزه
شاید توهم هرشب شبیه من
چشماتو با افسوس می بندی
من خوش خیالیم ذاتیه، اما
وقتی همه میگن تو دل کندی
حس میکنم بدجوری خوشبختی
من توو نگاهم حسرت و درده
تو خنده های از ته قلبت
گوش تموم شهرٌ پر کرده
توو چشم هم خیره نمیمونیم
جایی که باهم روبرو میشیم
ما هر دومون اهل مراعاتیم
ما، هردومون عاقلتر از پیشیم
این درصد از دیوونگی رو تو
از اولم باور نمیکردی
می میرن از دوری همه، اما
من زنده میمونم که برگردی
شاید ندونم حالتٌ اما
حال و هوای من غم انگیزه
از رو لبام خنده نمی افته
شعرااام از دلتنگی لبریزه
شاید توهم هرشب شبیه من
چشماتو با افسوس می بندی
من خوش خیالیم ذاتیه، اما
وقتی همه میگن تو دل کندی
حس میکنم بدجوری خوشبختی
من توو نگاهم حسرت و درده
تو خنده های از ته قلبت
گوش تموم شهرٌ پر کرده
توو چشم هم خیره نمیمونیم
جایی که باهم روبرو میشیم
ما هر دومون اهل مراعاتیم
ما، هردومون عاقلتر از پیشیم
این درصد از دیوونگی رو تو
از اولم باور نمیکردی
می میرن از دوری همه، اما
من زنده میمونم که برگردی
- ۹۰۴
- ۰۸ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط