{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتیم قدم میزدیم دوتایی

داشتیم قدم میزدیم دوتایی
هوس سیگار کردم
پاکت و از تو جیبم دراوردم
ی سیگار برداشتم گذاشتم گوشه لبم،
خواستم سیگار و روشن کنم که یهو دستمو گرفت
گفت منو ببین...
نکش...توروخدا ...
بخاطر من نکش...
دستمو از تو دستاش کشیدم فندک زدم به سیگاری که گوشه لبم بود،
روشن شد
ی پُک عمیق زدم
توچشاش نگاه کردم
گفتم دیگه نمیخام بخاطر کسی از چیزی بگذرم
حتی از سیگارم...!

#فرهام_سام
@dct_cafe
دیدگاه ها (۲)

من از دست دیگران ناراحت نمی شم،فقط نظرم را در موردشان عوض می...

نه با کسی بحث کننه از کسی انتقاد کنهر کی هر چی گفتبــگـو حق...

“𝐋𝐚𝐮𝐫𝐚’𝐬 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭, 𝐎𝐮𝐫 𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲”Part ⁸جونگ کوک ویو:به پاکتی که ب...

کودک ناخواسته/part12

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part ۲۶#جونگکوک ویو جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط