{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در گذرگاه زمان

در گذرگاه زمان
خیمه شب بازے دهر
با همه تلخے و شیرینی
خود مے گذرد

عشق ها مے میرند
رنگ ها رنگ دگر مے گیرند

و فقط خاطره هاست
ڪه چه شیرین و چه تلخ....

دست ناخورده به
جا مے مانند ......
دیدگاه ها (۰)

آدمها مثل کتابند.. از روی بعضیها بایدمشق نوشت و آموخت،از روی...

مهم نيست كهآخرين زلزله ی زندگيت چند ريشتر بودمهم نيست كه در ...

همیشه سعی کن خودت باشی،درسته ادما به ظاهر و رنگ لعاب اهمیت م...

برایتشعری سپید میبارمفقط در چند سطر ڪوتاهاز دوست دارم هاییڪه...

داستان اما و دکستر است؛ دو نفری که هر سال در یک روز مشخص، دو...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت دهـم هجدهم جولای قه...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط