{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P/12

P/12
:شما هنوز اینجا رو امضا نکردید
:اوه بله
:بفرمایید
بعد از امضا کردن برگه از اتاق دکتر خارج شد. چقدر طول کشید که متوجه بشه. سعی کرد یکبار دیگه با پدرش تماس بگیره اما شنیدن اسمش توسط لارا اون رو از این کار منع کرد.
لارا:تهیونگ
به چشم های نگران مادرش خیره شد.
تهیونگ:چیکار میتونم بکنم؟پدرم از صبحه که رفته سر قرار و هنوز نیومده پدربزرگم فوت کرده و سولار!اون،اون اون،حالش اصلا خوب نیست!
محکم دست های لرزون پسرش رو گرفت.
لارا:همچی،درست میشه. قول میدم!
آروم سرش رو روی شونه های مادرش گذاشت و لارا هم محکم به آغوشش کشید. این،درواقع اولین باری بود که میدید پسرش گریه میکنه!امیدوار بود که به خاطر سولار نباشه.
(لارا)
تهیونگ گفت میمونه پیش سولار توی بیمارستان میگفت حالش خیلی بده،ولی هرچی می پرسیدم چی شده جواب نمیداد. مادر جون هم همراه پدر جون به سرد خونه رفت. عشقشون خیلی قشنگ بود. خیلی. حیف که همچی تقاص داره. نمیدونستم چیکار کنم منم حالم خوب نبود منم پریشون بودم!ماشین رو کنار یه کافه پارک کردم.
:چی میل دارید خانم؟
لارا:یه فنجون قهوه
:البته
به بیرون خیره شدم. شهر تاریک بود،سیاه بود ولی چراغ ها روشن بودن و بهش روشنایی میدادن!یعنی چراغ زندگی ما کی قراره بیاد؟با صدای گارسون به خودم اومدم.
:بفرمایید خانم
تازه متوجه چهره ی جذابش شدم!می خورد همسن تهیونگ باشه. نمیدونم چرا ولی دوست داشتم باهاش حرف بزنم. حس خوبی بهش داشتم.
لارا:میشه،اینجا بشینی
:بله؟
لارا:اگه میشه یکم صحبت کنیم
:ولی من تو تایم کارم هستم
لارا:خواهش میکنم
دیدگاه ها (۲)

((جوانه عشق درقلبی سنگی))part:17(ویو تهیونگ)از خونه که اومدی...

پارت معرفیاسم:معشوقه ی خون‌آشام ژانر: مافیایی. عاشقانه. دارک...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 22...........گارسون=بله بفرم...

جوانه عشق در قلبی سنگی))part:4ویو راویوقتی که داخل کارخونه ر...

🐯💕~ تهیونگ با دوستش رفته بودن غذاخوری و بانویی که اونجا کار ...

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁷باهم وارد مرکز خرید شدن اول ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط