{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمانت را ببند و تصور کن

چشمانت را ببند و تصور کن
تمامِ روزهایی را که در پیشِ رو داری
تمامِ آدم هایی که هنوز ملاقات نکرده ای
و مطمئن باش
میانِ همین روزها
یک نفر
یک جا
آنقدر تو را می خواهد
که یادت می رود روزی جایی
کسی از سرِ ندیدن و کم دیدن
تو را نخواست
که باید بدانی کسی که یک قلب را
که تمام و کمال برای او می تَپد
نخواهد
تا عمر دارد
قلبی این چنینی برای لحظه هایش
نخواهد بود

#عادل_دانتیسم
دیدگاه ها (۲)

زن هاهمیشه چند دست لباس آمادهواتوکشیدهسردست دارندوقتی کاربه ...

من او را یک جور دیگر دوست داشتم جوری که به خودم مربوط بود. م...

ترمه : سیاوش یه دِیقه ،یه دِیقه گوش کن ببین چی می گم!ببین!دن...

گذاشتم که برهخودم با دستای خودم گذاشتم که بره...نه که من تمو...

خسته نباشی سرنوشت ...!!روزها یکی پس از دیگری به پایان می‌رسن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط