{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا آخر کوچه آمدم اما این بار دستت در دست دیگری بود, تو ند

تا آخر کوچه آمدم اما این بار دستت در دست دیگری بود, تو ندیدی که با هر قدم سوختم و آب شدم…
دیدگاه ها (۳)

هیچگاه فکر نمی کردم فاصله بینمان آنقدر زیاد شود که تو بی خیا...

چه نامردانه رازهایم رافاش کردند ، آنان که میگفتند : بگوتاآرا...

سردش بود!دلم رابرایش سوزاندم؟گرمش که شد باخاکسترش نوشت خداحا...

به نفس های خــستـــــه این “گــــــــــــــــرگ” نگاه نکن!!!...

به گلاب گفتم: چه خوشبویی؟گفت: گل بودمبه دست روزگار چیده شدمو...

بیا دوباره در این کوچه‌ها قدم بزنیم…#سمیه_نامداری#شعرخوانی #...

پروانه وار سوختم از شوق روی توآتش زد و بر جان منسوخ و طن شدم...

امدم ویس یه سر بزنم و با این صحنه زیبا مواجه شدم 🤩😊

کوچه را با عشق تو آب و جارو میزنماللهم عجل لولیک الفرج

قدم قدم همه جا آمدم به دنبالتنبوده ام نفسی بی خبر از احوالتج...

بر سر آتش تو سوختم و دود نکردآب بر آتش تو ریختم و سود نکردآز...

ویدیوروبیخیالپرتاب شو تو این پست اگع ندیدی😧https://wisgoon.c...

وایی تو هنوز اسلی این بانو رو ندیدی ریلترین آهیون اصلا معلوم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط