{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن ‌گاه بانوی پُر غرورِ عشقِ خود را دیدم

آن ‌گاه بانوی پُر غرورِ عشقِ خود را دیدم
که به آسمانِ بارانی می‌ اندیشید
و آن ‌گاه بانوی پُر غرورِ عشقِ خود را دیدم
در آستانه‌ی پُر نیلوفرِ باران،
که پیرهن ‌اش دستخوشِ بادی شوخ بود

شاملو
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

# پارت سیزدهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در ...

موسیقی

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)»🎼 پارت پنجم: رقصِ سایه‌ه...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

از ترس تا اعتمادpart: 1 ...

شهدا نفس خدا هستند 🤲 رودشعر فارسی آیات غمزه هر که را صبح شها...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط