{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاعر چشمت شوم یا شاعر خندیدنت

شاعر چشمت شوم یا شاعر خندیدنت
ای فدای لحظه ی در ماه شاید دیدنت

چشم تو کندوی صدها عاشق دیوانه وار
من ولی دیوانه ام ، دیوانه ی نوشیدنت
در دو چال گونه ات دنیای من جا می شود
عاشق دنیای خویشم لحظه ی خندیدنت

گرچه زیبا تر ز ماهی ، آمدی از آسمان
تا نیفتد چشم نامحرم به شب تابیدنت

گل شدی ، آنقدر زیبا تا که یادت می کنم
ترسم ای گل جان بگیرد عقده های چیدنت
خسته ای می دانم اما ساعتی بیدار باش
شاعر چشمت بمانم شاهد خندیدنت
دیدگاه ها (۲۱)

در دوری از تو ساخته‌ام با خیال توهستی همیشه درخیال من خوش‌بح...

زمستان آمد ولی دیگر دلم باران نمی خواهدو این تنْ مرده دیگر،...

هوای سینه ام تنگ است، برگرد،نفس بی رنگِ بی رنگ است، برگرد......

تمامِ دین و دنیایم، فدای دردِ سرهایتچه دردی میکشم وقتی، که د...

در دو چال گونه انت دنیای من جا می شود ❤️‍🔥 عاشق دنیای خویشم...

در دو چال ِگونه‌ات دنیایِ من جا می‌شود ،عاشقِ دنیایِ خویشم ل...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

تک پارتی✨«فقط یک خواب بود»دو شب از رفتن همسرش گذشته بود.دو ش...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

عاشقانه های شبنم

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط