{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم

امشب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم
چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم
همه ی دفتر عمرم ورقی بیش نبود
همه ی دفتر من حسرت دیدار تو بود...
دیدگاه ها (۲)

می دانم بابا دو بخش است:بخشی در صحرا و بخشی روی نیزه...اما ا...

نهاد پا در فرات، خواست لبی تر کندنهاد پا در فرات، خواست لبی ...

جیپ پاتریوت 2014

بازم لینک دخترااین بار مدل‌های کیف بافتنیلطفا نظر هم بدین مر...

🌱🍒سخت است که دلتنگ شوی، خنده نباشدمهمان تو جز حسرت ناخوانده ...

دروغ شیرینچپتر هجدهمزمان به سرعت میگذرد و ما مثل یک خانواده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط