{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنگاه که درباره ی تو می نویسم

آنگاه که درباره ی تو می نویسم
با پریشانی دل نگران دواتم هستم
و باران گرمی که درونش فرو می بارد …
و می بینم که مرکب به دریا بدل می شود
و انگشتانم، به رنگین کمان
و غم هایم، به گنجشکان
و قلم، به شاخه ی زیتون
و کاغذم، به فضا
و جسم، به ابر!
خویشتن را در غیابت از حضورت آزاد می کنم
و بیهوده با تبرم بر سایه های تو بر دیوار عمرم حمله می کنم .
زیرا غیاب تو ، خود حضور است
چه بسا که برای اعتیاد من به تو
درمانی نباشد به جز جرعه های بزرگی از دیدار تو
در شریان من! 

#دلنوشته
#دلنوشته_های_من
#ویسگون
#عاشقانه
#متن_خاص
#عشق
#برگردد
#بازنشر
#بازنشر_لایک_فالو_یادت_نره
دیدگاه ها (۲۲)

.هر بار که غم نبودنت همچون غباری تار و اندوهگین از پنجرهء ذه...

دوستت دارم...این جرمِ پنهان است؛ای کاش این اقرار، پیگردِ قان...

همچون زیبایی ِ شبکه چنگ بر دل ِ عاشقان می اندازد گام برمی‌دا...

درازای ِغزل های نهفته در سکوت شب به پایان رسید آوای ِدل انگی...

پارت ۸کاور جدید رمان ام)))                           مجسمه. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط