{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنهايي

تنهايي
آنقدر ها هم كه اين آدمها مي گويند سخت نيست
!!
من
و خودم از اين تنهايي ها لذت مي بريم .
باهم
به پارك مي رويم ...،
باهم
موزیک گوش میدهیم ...،
باهم
گریه میکنیم ...،
باهم
شعر مي خوانيم و شعر مي نويسيم ...،
آه
... باز گفتم شعر !!
راستي
اين آخرين باري كه چشمانم
با اَشك عشقبازي مي كرد ، 
من
شعر نوشتم يا شعر مرا ...؟!
عجيب
است !!
حرفهايم كلمه مي شوند و بعد جمله
...
اما
كسي هست كه بخواند و درك كند ؟
اصلن
كسي هست كه بفهمد ؟
نه
نيست ... و من درك مي كنم كه آن تنها منم ،
و
باز هم هي مي نويسمو
مي نويسمو مي نويسم...
تا يك روز كه ديگر اين كلمات محو مي شوند ...
فقط
آن روز كه من نيستم...
يعني مي شود كسي با گريه بيايد و بگويد
ديگر نيست ...
دیدگاه ها (۳)

همه چی داشت خوب پیش می‌رفت؛ که یهو به خودمون اومدیم دیدیم بز...

خدايا... کودکان گل فروش را ميبيني؟! مردان خانه به دوش... دخت...

یهتولد دیگه...یا یک قدم نزدیکتر به مرگ...هرسال كه گذشت ،از آ...

ازيه جايي به بعد به خودت ميگي...اصلنچه دليلي داره به كسي بگم...

"چندپارتی"......p.2چند روز بعد ، خبر جدایی شان مثل یک بمب در...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

و باز در پایان حرفهایم...تنهایی آنقدر ها هم که این آدمها می ...

و باز در پایان حرفهایم ... تنهایی آنقدرها هم که این آدمها می...

☘️کاش کسی باشد که احوالپرسی را بداند؛وقتی گفتی خوبمدر جواب ب...

من حدیث دل نا آرام دلارامم را ، مینویسم هر روز!!با کمی ذوق ،...

نگرانم …نگران روزهای پاییزیت !عادتت داده بودم در آغوشم برا...

بسم الله. . .دلم نوشتن می خواهد و به هر سختی قلم به دست میگی...

🌼 گلچین اشعار سعدی با شرح و بسط و معنی(4) ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط