سفید و سیاه🤍🖤
سفید و سیاه🤍🖤
پارت پنجم⚡️
# قسمت ۵: «زخم» 🤍🖤
**صحنه ۱ - داخلی: انبار قدیمی - شب**
ماموریت دوم. اینبار دشمنا بیشترن. آتسوشی و آکوتاگاوا دوتایی یه طرف موندن.
درگیری سنگینه. آتسوشی یه ضربه میخوره و پرت میشه به دیوار. نفسش برای یه لحظه بند میاد.
آکوتاگاوا برمیگرده نگاهش میکنه. چیزی تو چشماش تغییر میکنه.
راشومون با سرعت بیشتری حرکت میکنه. دشمنایی که دور آتسوشین پرت میشن اون طرف.
**آتسوشی:** *(نفس نفس میزنه)* من... خوبم.
**آکوتاگاوا:** *(کنارش میاد، صداش گرفتهست)* معلومه.
ولی نگاهش روی زخم روی بازوی آتسوشی میمونه.
---
**صحنه ۲ - داخلی: اتاق هتل - بعد از ماموریت**
آتسوشی داره زخمشو باند میپیچه ولی دستش نمیرسه. آکوتاگاوا از در میاد تو و میبینه.
چند ثانیه سکوت.
بعد میاد جلو، باند رو از دست آتسوشی میگیره و بدون هیچ حرفی شروع میکنه به باند پیچیدن.
آتسوشی بهتزده نگاهش میکنه.
**آتسوشی:** خودم میتونستم...
**آکوتاگاوا:** *(بدون نگاه کردن)* معلومه که نمیتونستی.
سکوت. فاصلهشون خیلی کمه. آتسوشی نفسشو نگه میداره.
**آتسوشی:** *(آروم)* چرا کمک میکنی؟
**آکوتاگاوا:** *(بعد از مکث، باند رو محکم میکنه)* چون به یه شریک سالم نیاز دارم.
ولی دستاش یه لحظه بیشتر از لازم روی بازوی آتسوشی میمونن.
**پایان قسمت ۵** 🤍🖤
پارت پنجم⚡️
# قسمت ۵: «زخم» 🤍🖤
**صحنه ۱ - داخلی: انبار قدیمی - شب**
ماموریت دوم. اینبار دشمنا بیشترن. آتسوشی و آکوتاگاوا دوتایی یه طرف موندن.
درگیری سنگینه. آتسوشی یه ضربه میخوره و پرت میشه به دیوار. نفسش برای یه لحظه بند میاد.
آکوتاگاوا برمیگرده نگاهش میکنه. چیزی تو چشماش تغییر میکنه.
راشومون با سرعت بیشتری حرکت میکنه. دشمنایی که دور آتسوشین پرت میشن اون طرف.
**آتسوشی:** *(نفس نفس میزنه)* من... خوبم.
**آکوتاگاوا:** *(کنارش میاد، صداش گرفتهست)* معلومه.
ولی نگاهش روی زخم روی بازوی آتسوشی میمونه.
---
**صحنه ۲ - داخلی: اتاق هتل - بعد از ماموریت**
آتسوشی داره زخمشو باند میپیچه ولی دستش نمیرسه. آکوتاگاوا از در میاد تو و میبینه.
چند ثانیه سکوت.
بعد میاد جلو، باند رو از دست آتسوشی میگیره و بدون هیچ حرفی شروع میکنه به باند پیچیدن.
آتسوشی بهتزده نگاهش میکنه.
**آتسوشی:** خودم میتونستم...
**آکوتاگاوا:** *(بدون نگاه کردن)* معلومه که نمیتونستی.
سکوت. فاصلهشون خیلی کمه. آتسوشی نفسشو نگه میداره.
**آتسوشی:** *(آروم)* چرا کمک میکنی؟
**آکوتاگاوا:** *(بعد از مکث، باند رو محکم میکنه)* چون به یه شریک سالم نیاز دارم.
ولی دستاش یه لحظه بیشتر از لازم روی بازوی آتسوشی میمونن.
**پایان قسمت ۵** 🤍🖤
- ۱۳۶
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط