{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۸
تهیونگ:میاخوبی
میا:من افتضاحم جیمین و میخوام داداشمو میخوام
تهیونگ: آروم باش
میا:چرا من نمیخوام من داداشمو میخوام(باداد)
تهیونگ:سرمن داد نزن(باعربده)
میا:اروم آروم گریه میکرد
تهیونگ:ببخشید و میارو بغل کرد و میاکلی گریه کرد که خوابش برد
تهیونگ:هم خوابش برد
میا بلند شد و جینا وقتی داشت یواشکی جیمین و می‌برد میا با داد گفت
میا:داداشمو ولش کن
و رفت جیمین و بغل کرد
میا:بیا بزارم تو ماشین من
جینا:باش
گذاشتن قبل اینکه جینا سوار شه تهیونگ دست میا و جینا رو گرفت پرت کرد خونه درو قفل کرد و رفت جیمین و یکجا دفن کرد
و رفت خونش
تهیونگ:جینا میا کجاست
جینا:میا در رفت اما بادیگاردا منو بستن نتونستم برم
تهیونگ:چی اون و جیمین بهم امانت داده
تهیونگ:زنگ زد به اقای چوی
تهیونگ:سلام آقای چوی
چوی:سلام ارباب
تهیونگ:باید میارو پیدا کنیم
چوی:چشم ارباب
تهیونگ قطع کرد
و آقای چوی میارو مست آورد خونه ولی هنوز دست میا ویسکی بود
میا:ولم کنید😭و یکی دیگه می‌خورد
تهیونگ:تو خوبی 🙄مستی؟
میا:بتوچه
جینا:میا به منم بده🥺
میا:توکوفت بخور
تهیونگ:خندش گرفت
جینا:مرض😒
میا:ولم کنین و رفت سمت تهیونگ
میا:توچرا اونکارو کردی😭و مشت میزد به سینه تهیونگ
میا:متنفرم ازت
تهیونگ:(از این فرست استفاده کرد و گفت)جیمین اون دفعه تو گوشت چی گفت
میا:گفت که باهات ازدواج کنم چون در خطرم
تهیونگ:چی 😐من و تو☹️
میا:اره پس باید ازدواج کنیم عوضی
جینا:😐
و چند روز گذشت و شب عروسی ته و میا بود
بای تا پارت بعد
دیدگاه ها (۰)

لباس عروس و خواب میارو میزارمپارت ۹میا رو میکاپ کردنتهیونگ و...

اسلاید اول لباس باز میااسلاید دوم لباس عروس میا

دلیلش🤣

های گایز ببخشید دیر شد(۱روز دیر کردم😅)پارت هفتجینا کلی تهیون...

های گایزپارت دوچون دیر شده بود معلم با خطکش آروم زد تو دست ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط