پارت
پارت ۱۰
و رفت رو تخت دراز کشید
که بارون بارید
میا:اخجون بارون
که صدای رعد و برق بلند شد
و میا جیق کشید و دوید با اون لباس بسمت اتاق تهیونگ و پرید رو تهیونگ
تهیونگ با خواب آلودگی گفت:چخبره
میا:رعد و برق😭
تهیونگ چشمش خورد به بدن میا
تهیونگ:برو لباستو عوض کن نمیخوای که دوباره بکنمت🤨
میا:میترسم برم😭😭😭😭
تهیونگ:خدایا کمکم کن تا نکنمش😫
میا:🥺رو سرش پتو گذاشت
میا:الان خوبه
تهیونگ:اره
میا تهیونگ و بغل کرد
تهیونگ:ام شب بخیر
میا:شب بخیر و خوابیدند
تهیونگ صبح بلند شد
تهیونگ:وای چقدر این دختر کیوته🥹دلم میخواد بخورمش🤤
و سر میارو ناز داد و لباسشو پوشید و باند
میا بلند شدو رفت آشپز خونه و غذا درست کرد خورد و کلی بازی کرد که ساعت ۲ بعد ظهر شد و ناهار درست کرد گذاشت سر میز که زنگ خونه زده شد تهیونگ اومد
میا:بیا غذا درست کردم گفتم شاید گشنته
تهیونگ:ا اره گشنمه
و رفتند سر میز نشستند
شروع کردند به غذا خوردن
میا داشت با غذا بازی میکرد
تهیونگ:چی شده
میا میزاری با جینا برم بار🥺
تهیونگ:نه🤨
میا:😒
میا:باش و غذا رو خوردندن و جمع کرد و گذاشت و داشت میشوست
تا پارت بعد بای
و رفت رو تخت دراز کشید
که بارون بارید
میا:اخجون بارون
که صدای رعد و برق بلند شد
و میا جیق کشید و دوید با اون لباس بسمت اتاق تهیونگ و پرید رو تهیونگ
تهیونگ با خواب آلودگی گفت:چخبره
میا:رعد و برق😭
تهیونگ چشمش خورد به بدن میا
تهیونگ:برو لباستو عوض کن نمیخوای که دوباره بکنمت🤨
میا:میترسم برم😭😭😭😭
تهیونگ:خدایا کمکم کن تا نکنمش😫
میا:🥺رو سرش پتو گذاشت
میا:الان خوبه
تهیونگ:اره
میا تهیونگ و بغل کرد
تهیونگ:ام شب بخیر
میا:شب بخیر و خوابیدند
تهیونگ صبح بلند شد
تهیونگ:وای چقدر این دختر کیوته🥹دلم میخواد بخورمش🤤
و سر میارو ناز داد و لباسشو پوشید و باند
میا بلند شدو رفت آشپز خونه و غذا درست کرد خورد و کلی بازی کرد که ساعت ۲ بعد ظهر شد و ناهار درست کرد گذاشت سر میز که زنگ خونه زده شد تهیونگ اومد
میا:بیا غذا درست کردم گفتم شاید گشنته
تهیونگ:ا اره گشنمه
و رفتند سر میز نشستند
شروع کردند به غذا خوردن
میا داشت با غذا بازی میکرد
تهیونگ:چی شده
میا میزاری با جینا برم بار🥺
تهیونگ:نه🤨
میا:😒
میا:باش و غذا رو خوردندن و جمع کرد و گذاشت و داشت میشوست
تا پارت بعد بای
- ۱۳۶
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط