{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت ۱۱ عاشق روانی

ادامه پارت ۱۱ عاشق روانی
(ویو ات )
کوک واقعا خوب بود فهمیدم بچه های مدرسه همشون دروغ میگم
کوک من نه دیوونس نه روانی ازش نمیترسیدم ولی خدا میدونه چی در انتظار منه راستش تا حالا دیک کوک رو دیده بودم واقعا بزرگه و سوراخ منم کوچیکه فکر کنم قراره پاره بشم
کوک :بیب خوشحالم که پیشمی عاشقتم
ات :ممنون ددی منم عاشقتم
کوک: کار های ترخیص رو انجام دادم بیا بریم خونه بیب ات: باشه راستی ددی.... کوک: جونم بگو
ات: هیچی ولش مهم نیس کوک: بگو بیب خجالت نکش
ات : خ ....ب اممم گشنمه . با خجالت
کوک :خب چی دوست داری بیب ؟
ات: خب من همچیز دوست دارم ولی الان دلم پیتزا می خواد ولی مهم نیس
کوک: بیب برا من مهمه الان میریم برات میگیرم اگه چیز دیگه خواستی بهم بگو
ات : چشم ددی کوک: خب بیب فکر کنم روز ۶ پریودیت باشه درسته؟
ات: آره فردا تمومه چطور ؟
کوک :همینجوری شاید فردا شب یه کارایی کردیم😈😈
(ذهن ات)
با تعجب بهش نگاه کردم یعنی می خواد چیکار کنه ؟نکنه.... نه امکان نداره
ات: کوک .....

خب بچه ها این پارت شرط نداره امیدوارم لذت ببرین😁😁😇😇🎀🎀🤌🤌💋💋
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۲ عاشق روانی ات : کوک... کوک :بله بیب ات :می خوای چیکا...

چی میپرسیدین ؟🤌😁😁ادیت از خودم🌷🌷

رنبو رنبو رنبو🌈🌈 🌈😅😅😅😅ادیت از خودم

پارت ۱۱ عاشق روانی درو باز کردم و با چیزی که دیدم وحشت کردم ...

هشدار اسمات ℋℯ𝒾𝓇 ℴ𝒻 𝒹𝒶𝓇𝓀𝓃ℯ𝓈𝓈.Part :⁹÷ خوب بیب یونگی و جیمین ...

شب تولدم پارت 50فصل دوم پارت 21دست اتو تو دستم گرفتم و روی ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط