{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت بیستو سومم

پارت بیستو سومم

خب رسیدیم

وارد شدیم

نشستیم و عرق سفارش دادیم کلی

لنا:خب حالا میگی چیشده؟

بابام میگه نرم شرکت

لنا:چرا مگه ؟چیشد که اینو گف

یادته اون عوضی آقابالاسر اومد شرکت من فک کردم دزده و غش کردم؟

لنا:آره

بابام میگه اگه یه وقت دزد بیاد و فلان من نمیخوام چیزیت شه و هزار پرتوپلا

لنا:بمیرم واست اشکالی نداره یه فکری میکنیم بهش

باشه ولش بیا نمیخوام زهرمار شه تا میتونم میخورم

لنا:باشه


۵ساعت بعد""

اونیکس**

این چرا بر نمیداره گوشیشو ساعت ۳ نصفه شبع از ۱۲ دارم بهش زنگ میزنممم
اوفف ماری

برنمیداره اوفففف

۵ دقیقه بعد

عا برداشت

الو خوبه جواب دادی زحمتت نشد

کارکن عرق خوری:الو سلام جناب خوب هستید

سلام شما کی باشین؟

کارکن:من اینجا کار میکنم این خانم همراه دوستشون مست کردن نمیدونم چیکار کنم الانم باید اینجارو ببندم هرچه زودتر خودتونو برسونین در غیر این صورت اگه نیاین این دوتارو بیرون میکنم و درم میبندم خودم میرم و بقیش به من ربطی ندارع

ن وایسین همونجا الان میام

کارکن :باشه منتظرم

ماری من تورو چیکارت کنم راهی واسم نذاشتی اونجا ۳ نصف شب چه غلطی میکنی دارم واست


ماری**

لنا:اینم سلامتی زرافه که گردنش درازههه
خخ

اینم سلامتی عرقق و مگسسس

لنا:گفتی میخوام رو ابرا همدم ستاره ها شم

من یه پرندپممم آرزوووو دالم تو خرممم باشیییی

کارکن:آخه من موندم وقتی جنبه نداری چرا مست میکنی بیچاره شوهرش


بعد از ۱۰ دقیقه"

اونیکس:سلام

کارکن:خدا کمکت رسید آقا تورو جون هرکی دوس داری اینارو ببر سرم پاره شد

اونکیس:ماری؟ماری پاشو زود باش چرا دراز کشیدی باتوام

برو گمشووو
بچههههه اهه
دستتو بکش عوضییی

اونیکس:ماری !‌!!!

ماری عمته برو بچه مزاحم منو مگس خان و سیسی نشوووو

لنا:عمووووو بروو دوستم مردههه

هردو زدیم زیره گریه

لنا:دوستتتتتتمممممممم!! آخ بمیرمممم زود بود واسه رفتنت آخهههه

چرا تنهامون گذاشتیسیییی نهههه نمیخواممم تو که سنیی نداشتییی

اونیکس:ماری پاشو با توام دوستت کیع

نگممم برات اسمش اسمش

اونیکس:اسمش چی؟

لنا:مگسسییییسسیییییییی آخخخخخخخ بمیرمممم

اونیکس:منو باش دارم با یه مست میحرفم
دیدگاه ها (۰)

فیک کوک فصل ²پارت ⁵ویو ا.ت بعد از چندمین از پای کوک بلند شدم...

پارت 44╭─ 🎀🦋 𝑽𝒊𝒆𝒘 𝑯𝒚𝒖𝒏 𝑾𝒐𝒐 🦋🎀 ─╮دایی: آهان... فهمیدم! 😏آت: چ...

وقتی میریم ایران ولی تحریک میشه . ...در ورودی خونه رو باز کر...

«وقتی به همکلاسیت حسودی کرد»پارت۲(سونگمین☆ ا.ت★) راوی*سونگم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط