{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دو زلف یار دادم دل بی قرار خود را

به دو زلف یار دادم دل بی قرار خود را...
چه کنم سیاه کردم همه روزگار خود را...

شبی ار به دستم افتد سر زلف یار با او...
همه مو به مو شمارم غم بی شمار خود را...

🎀 🎀 👈 👈
دیدگاه ها (۱)

ﺗﻮ نباشے لحظہﻫﺎ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖﺩﺭ ﭘﺲ ﻟﺒﺨﻨﺪﻫﺎﯾﻢ ﮔﺮیہ اﺳﺖﺗﻮ ﻧﺒﺎشے ﻏ...

❣ ❣ باید کسی باشدبرای دوست داشتنکسی باشدکه وقتی تمامت راگوشه...

هر تحقیری که شدمباصدای بلند خندیدمنام مراگذاشتندباجنبهبی آنک...

ﻫــﺮ ﻧﻔـــﺲ ﺩﺭﺩ ﺍﺳـــﺖ ڪہ ﻣﻴڪﺸـــﻢ !!! ﺍے ڪــﺎﺵ ﻳﺎﺑـﻮﺩے ، ﻳﺎ...

#دوستت_دارم و دانم که تویی دشمن جانماز چه با دشمن جانم شده‌ا...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 یاران، غمم خورید، که غمخوار مانده‌ام...

رمان جونکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط