{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیده می دوزم شبانگاهان به سقف آسمانها

دیده می دوزم شبانگاهان به سقف آسمانها
دل به دریا میزنم من می روم تا بیکرانها

گرد پیری می نشیند بر سر من در جوانی
همچو آن زردی که آید بر درختان در خزانها

هر کسی دردی بیابد زود درمان می شود ، او
لیک درد من خدا درمان ندارد تا زمانها

روح بی آلایشم پژمرده اما باز هم ، او
در نظر دارد جوان گرداند این روح و روانها

بار الها من چه سازم با دل و این سوز عشقش
تا که این آوازه اش دیگر نیوفتد بر زبانها
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن
دیدگاه ها (۶)

نه بیمارم نه خوشحالم، نه از حالم خبر دارم گهی با جان گهی...

دل من هرزه نبود...دل من عادت داشـت، که بمانـد یک جا !!!به کج...

قاصدک هان چه خبر آوردیاز کجا و که خبر آوردیخوش خبرباشی اما.ا...

دست فروش داد نزن !حنجره نگشای دگر،شهر خاموش ندارد رونق و نای...

خواهم که شب جمعه‌ای از خانه خمارآیم به در صومعه زاهد دین دار...

نظام ارزی؛ ابزار مکش ثروت یا موتور توسعه؟وقتی نظام ارزی از ک...

نظام ارزی؛ ابزار مکش ثروت یا موتور توسعه؟وقتی نظام ارزی از ک...

سهم ملت؛ از «ارابه‌های مرگ» تا «جیب کارتل‌ها»حقیقت عریان این...

سهم ملت؛ از «ارابه‌های مرگ» تا «جیب کارتل‌ها»حقیقت عریان این...

𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐝𝐲, 𝐫𝐞𝐥𝐚𝐱𝐢...

عیوای 💀𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐝𝐲,...

𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐝𝐲, 𝐫𝐞𝐥𝐚𝐱𝐢...

معرفی میکنم : گربه ی جدید 😃𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! ...

تاپای‌جان‌برای#ایران🇮🇷🌱#آیت_الله_سید_مجتبی_حسینی_خامنه_ای #ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط