{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت¹⁹ •sad rose•

پارت¹⁹ •sad rose•

تهیونگ: ت....تهی نه نه نه تهییییی بلند شو تهــــی قشنگم بیدار شو برات غذایی که دوست داری رو گرفتم پاشووو «داد و بغض»

بچه ها سریع همه شون اومدن تو اتاق تهی
جیمین: تهی.....

«ویو جیمین»

داشتم بشقاب هارو میچیدم که صدای داد تهیونگ خونه رو لرزوند
سریع رفتیم بالا که دیدم تهی رو زمین، خونی افتاده
نامجون رفت سمتش تا نبضشو چک کنه

تهیونگ: زنگ بـ... بزنین آمبولانس
نامجون: دیگه دیره نبضش نمیزنه...
تهیونگ: نه نــــه تهی قویه، تهی زندس زنگ بزن آمبولانس اون نمرده نـــهههههه اون زندس...
جین: بـ...باشه آروم باش زنگ میزنم آمبولانس

بعد از ۱۰ دقیقه آمبولانس رسید و تهی رو بردن بیمارستان حتی دکترا هم میگفتن اون مرده اما تهیونگ باور نمیکرد
منم بودم باور نمیکردم اون خواهرش بود.

«۱ هفته بعد سر قبر تهی،ویو تهیونگ»

نمیتونستم باور کنم تهی مرده، تهی من قوی بود پس چرا اینطوری شد؟

تهیونگ: تهی عزیزم حالت خوبه؟ جات راحته؟ سردت نیست؟ تهی، خواهر قشنگم چرا رفتی؟ تو همه زندگیم بودی...من نتونستم خوب ازت مواظبت کنم، نتونستم به قولم عمل کنم، امیدوارم منو ببخشی عروسکم، خوب بخوابی♡♡

بلند شدم راهی خونه شدم وقتی رسیدم یه راست رفتم تو اتاقم که یه برگه دیدم،
بازش کردم

شرایط پارت بعدی=
۷تا لایک
۲تا بازنشر
دیدگاه ها (۱)

مربی موتور سوار

عشق پنهان

پارت ۴ (سرنوشت)

پارت ۳ساعت۹ صبح///////ویو الینا:از خواب بلند شدم و دیدم بین ...

وقتی خیانت می‌کنه.پارت دو.

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

اورلورا

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

shede and shineفصل 2پارت 4ویو چند دقیقه بعد+زنگ عمارت خورد.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط