{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my faki dad

my faki dad
part:۵

👩🏻‍💻میریم به چند هفته بعد...

تغریبا تابستون داشت تموم میشد و فصل مدرسه میرسید فصل بدبختی😭
جیمین ا.ت رو داخل بهترییین و لوکس ترین مدرسه کره ثبت نام کرد.ا.ت تا به حال مدرسه نرفته بود و خیلی کنجکاو بود ببینه چیه و چجوریه.جیمین بهش گفت که میخواد بره روپوش فرم مدرسه رو براش بگیره و حاضر شه و بیاد

چند دقیقه بعد

🎀بابایی کیا تو مدرسه هستن؟

🐣کلی دختر هم سنت که دوست شید و باهم بازی کنید و درس بخونید😊

🎀واایی من میخوام برم مدرسهه هر چه زود تر

🐣باشه باشه ولی قبلش باید یه لباس مخصوص به اسم لباس فرم مدرسه داشته باشی که الان میخوایم بریم یگیریم😂

با هم به سمت مدرسه راه افتادن جیمین همین طور داشت به سمت اتاق مدیریت مدرسه میرفت تا با مدیر حرف بزنه ا.ت یک دفعه شروع کرد از خوش حالی جیغ زدن و این ور اون ور پریدن تو حیاط مدرسه

👱🏻مدیر:چه بچه پر انرژی دارید😁

🐣امم احه اره اره😂

👱🏻مادرش کجاست؟

🐣مادر نداره از بهزیستی اوردمش تو پروندش زده بود تو تصادف مردن

👱🏻اووو متاسفم...بیاید لباس رو بگیرید

🐣باشه...ااااا.تتتتت بیا لباستو بگیر

ا.ت سریع با هیجان به سمت جیمین دوید حیمیم با لبخند لباس هارو تنش میکرد تا سایز کنه

🐣همین خوبه😂

👱🏻بفرمایید مبارکتون باشه اها راستی اینها هم کتاب ها📚

🎀بابا بابا بزار ببینم کتاباموو🥺
👀📘📗📕واییی چه باحالننن

یک ساعت بعد

تو خونه

🐣جوجوی بابا بیا بریم لوازم تحریل بگیریم

🎀چی هس

🐣ببین به لوازمی که برا مدرسه لازم میشه میگن

🎀اهااا خب باشه بریم😊


👩🏻‍💻واقا ببخشید از بیرون اومدم کلاس بودم گرم هم هس الانم خونه فامیلامونم نمیتونم طولانیش کنم
دیدگاه ها (۲)

نزارید تهیونگ مست کنه نتیجش میشه این😐.......•☆•................

این چند روزه مریض شدم کلا حالو حوصله ی پست یا فیکو ندارم ببخ...

مخلوطی از عشقو مرگ پارت 3جیمین: هی کوکی خوش اومدی به خونمون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط