{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ا که آتش به وجودم زن و خا

ﯾـﺎ ﺑـﯿـﺎ ﺍﺯ ﻟﺐ ﺳﺮﺧﺖ ﻗﺪﺣﯽ ﻧﻮﺷﻢ ﮐﻦ
ﯾـا که آتش به وجودم زن و خاﻣﻮﺷﻢ ﮐﻦ

ﯾـﺎ صمیمانه بگیر از منِ دلخون خبری
ﯾـﺎ نگاهم نکن از دور و فراﻣﻮﺷﻢ ﮐﻦ


یـا که پرپر شوم از گسترش باد خزان
یـا محبت بکن و سبز و غزلپوشم کن

یـا بگو تا بدهم دل به هیاهوی سکوت
یـا تحمل بکن و ثـانیه ای گوشم کن

یـا شکایت نکن از داغ شقایق به کسی
یـا کمک در طلب خـون سیاووشم کن

یـا که بـاید بشوی بـاعث آرامش من
یـا که آشفته تر از دوش و پریدوشم کن

یـا بخوان بهر خدا نامه ی پر درد مرا
یـا مرا خط بزن و نسخه ی مخدوشم کن

یـا نگو ای عسل از رفتن و از روز وداع
یـا که با آه و غم غصه هم آغوشم کن❤️
دیدگاه ها (۴)

با نگاهت عاشقم کردی،‌ دلم دیوانه شدخنده بر لب شاعرم کردی دلم...

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرمچند ساعت شده از زندگیم بی خب...

خوش باخیشین آلدے جانیمگوزلریوه جان دئمیشم گوزلریوین حیرانی...

میلاد گل سرسبد شاه جهان استخاک قدمش تاج سر اهل جنان استشیرین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط