سلاممم اگه بدونید چقدر خوشحال میشم وقتی میبینم بیشتر میشی

سلاممم اگه بدونید چقدر خوشحال میشم وقتی میبینم بیشتر میشیم مرسیییی از همتون دوستتون دارم
خب دوباره با یه سناریو دزدی اومدم از پسرای اسلیترین امیدوارم خوشتون بیاد اگه خوشتون اومد حتما لایک کنید ماچچچچچ🫠✨


pov : وقتی دیر برمیگردی خوابگاه و گردنت کبوده 👌



تام : تام توی خوابگاه منتظرت بود و خیلی نگرانت شده بود میخواست بیاد دنبالت بگرده میبینه که خودت میای و میگه ا.ت کدوم قبرستونی بودی ؟میدونی چقدر نگرانت شدم؟(گردنت رو میبینه)اونا...کاره....کی.؟..(زبونش بند اومده) ا.ت خجالت زده اسم طرف رو میگه و تام هم یه آواداکداورا ی خفن به طرف میزنه
و ا.ت هم ....آرع دیگه خودتون میدونید چیکارش می‌کنه✨👌


متیو : هر چقدر بهت زنگ میزد جواب نمی‌دادی دیگه داشت دیوونه میشد و برای اینکه آروم بشه خودشو تو سیگاراش خفه می‌کنه تا برگردی وقتی برمیگردی قبل از اینکه حرفی بزنی با بوسش ساکتت می‌کنه و وقتی گردنت رو میبینه تعجب می‌کنه و میگه مهم نیست پیشه کی بودی مهم اینه که تو مال منی بیبی 😶‍🌫️🫠بعدم بقلت می‌کنه و بعدن حساب طرف رو میرسه 😂🥴


دراکو : اصلا ا.ت جان شما نمیتونی بدون دراکو پاتو بزاری بیرون 🥲🙂



تئو : وقتی مارک هاتو میبینه تعجب می‌کنه و فقط ازت می‌پرسه که حالت خوبه یا نه و از اونجا می‌ره تا بلایی سرت نیارع....»اهمم 🥲


لورنزو : داشت از نگرانی دیونه میشد که نکنه بلایی سر ا.ت اومده باشه وقتی برمیگردی خوابگاه محکم بقلت می‌کنه و وقتی میخواد گردنت رو ببوسه کبودی ها رو میبینه و بغض می‌کنه میگه «مگه برات چی کم گذاشتم ؟...»الهییی




خب اینم از این امیدوارم خوشتون بیاد و اینکه لطفاا فالوم کنید و نظراتتون رو بنویسید
ماوچچچچچچچچ بهتون کیوتی ها✨🍡





follow me please 🥺 🙃
دیدگاه ها (۵)

هاییی👋دوباره اومدم با سناریو بر و بچ اسلیترین امیدوارم که خو...

هاییی 👋این روزا حال حرف زدن ندارم sorry ❤️‍🩹بریم سراغ سناریو...

هاییی👋چه خبرا خوش میگذره ؟خب اومدم با یک عدد سناریو دزدی از ...

خب سلام گفتم که اولین سناریو برای پسرای اسلیترین باشه امیدوا...

سناریو

ادامه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط