برف می بارید و جایت خالی
برف می بارید و جایت خالی
شب بغض کرده بود
و ستاره ها خوابیده بودند.
همان نیمکت و همان قرار همیشگی
ولی این بــار
رد پای یکی روی برفـ ها خالی بود.
شب بغض کرده بود
و ستاره ها خوابیده بودند.
همان نیمکت و همان قرار همیشگی
ولی این بــار
رد پای یکی روی برفـ ها خالی بود.
- ۴۴۰
- ۲۸ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط