{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مگر مهم است که

مگر مهم است که
هنوز تمام افعالم در امتداد تو صرف می شوند
همین که شعری در دلم هست
که ارزش بدخیم شدن داشته باشد.. کافی ست..

این روزها که به صرف بوسه،
در آغوش دیگری سرو می شوی
تمام افکارم در تو زخم می خورند
که تو در انتهای تنت هدر می روی و
من در ابتدای خیانتت، آبـــــرو داری می کنم..


تخت خواب خواهی هایش که از رونق افتاد
بیا و انتهای شعر مرا مهر و موم کن..
شعری که
در پایان هر بیت دلش به حال تو بسوزد
فرصتی برای ذهن مخاطب پیدا نمی کند..
شاید برای همین است
که من، هرگز شاعر خوبی نمی شوم..
دیدگاه ها (۱)

می خواستم زن زندگی ات باشم...زنی که پیشبند ببندد...سیب زمینی...

به این در و آن در می زنمیکی از این درهارو به آغوش تو باز شود...

رها نمی کنم جهانی را کهبنا کرده ام بر مدار آغوشت..آنقدر دور ...

هیچ صدایی،شبیه تو نیست.کاش..صدایم نمی‌کردی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط