بیا با هم قراری بگذاریم...

بیا با هم قراری بگذاریم...
و یک شهر را "دنبال" هم بگردیم
آن لحظه که پیدا می کنیم هم را
استثنایی ترین "آغوش" مال من
"پیروزی" این بازی مال تو

بیا با هم قراری بگذاریم...
من "چای" دم می کنم
و انتظار را میفرستم به دنبالت
تو دیر کن خیلی دیر
وقتی آمدی
لذت "تماشای" چای خوردنت مال من
"غرور" این که کسی اینهمه دوستت دارد مال تو

بیا با هم قراری بگذاریم...
تو هر وقت خواستی بروی "برو"
درد این "خواستن و رها کردن" مال من
لذت این "آزادی مطلق" مال تو

《سخت است "بیقراری" کردن در "انتظار" قرار》
دیدگاه ها (۱)

پیمان نقره ای

parr:3🐣صبح روز بعد سونا با لباس فرم مرتب، هنذفری داخل گوش،و ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❾با من بیا؛ با من به آن ستاره بیابه آن ستاره ای ک...

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

شروع ✨ریندو سیگاری که گوشه لبش بود رو تو جاسیگاری انداخت کام...

🖤 پارت ۳: پیش من لازم نیست قوی باشیTokyo Revengers | Mikey ×...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۹

007-پنهان در مه - پارت ۶۷

پارت دوم: دردسرِ همیشگیسرم داشت از استرس منفجر می‌شد. دستم ت...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 5_الان نه 23 دقیقه و 30 ثانیه+چه دقیق_منو دست کم گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط