{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۶

از داد گاه اومد یم بیرون که کوک گفت :

افرین کارت را خوب انجام دادی و برای اینکه

سوتی ندادی باهم میریم یه رستوران

جسیکا: اوکی سوار ماشینش شدیم و

رسیدیم به رستوران پیاده شدیم و داخل

رستوران رفتیم رستوران با کلاسی بود

روی صندلی نشستیم.

از زبان کوک

خوب پاستا آلفردو میخورم تو چی میخوری؟

جسیکا: اممم خوب منم همون پاستا میخورم

کوک: خوبه

(بعد از چند مین)

بلخره بعد از چند مین پاستا آورد و شروع

کردیم به غذا خوردن که یک سوالی ذهن من را درگیر کرد.

کوکی

کوک: بله

تو من را برای این دادگاه به سر پرستی گرفتی ؟

کوک:شاید نمیدونم

جسیکا:چی نمیدونی واقعا نمیدونی چرا منا

به سرپرستی گرفتی الله اکبر ، خوب خیلی


ممنون از پاستا ی که گرفتی خیلی خوشمزه

بود کوک: تو که هیچی نخوردی جسیکا :

خوب سیر شدم کوک:پس غذا را میبریم
جسیکا :باشه

(سوار ماشین شدن)

جسیکا: خیلی ممنون ازت خیلی خوشمزه بود

کوک:خواهش میکنم

(فلش به ۶ سال بعد)

الان جسیکا ۲۱ سالشه


.........................
سلان عشقای خاله چطورین؟
راستی پارت بعدی پارت آخره منتظرش باشید و اونجا قراره یک حقیقتی فاش بشه
عشقای خاله لطفا کامنت هم بزارید چون اگر زیاد بشه پارت آخر هم میزارم💕
بوسسس و باییی
دیدگاه ها (۵)

پارت آخر را بزارم ؟؟

Last part جسیکا:امروز تولد منه و کوک بهم گفته بود که امرو...

پارت ۵ پس فردابلخره اون روزمزخرف رسید روزی که بایددروِغ ب...

پارت۴خوب جسیکا من تورا به سرپرستی گرفتم کهیک کاری را انجام ...

عشق واقعی پارت ۹ویو کوک: ساخت غذا تموم شد....... میزو چیدم ...

My uncle (part 34)

عشق واقعی پارت ۸ ویو ات: تو تولدش بهش بگم....... وقتی خرید ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط