{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت۵

ویو جونگکوک:
داشتم کراواتم رو درست میکردم که صدای کفش پاشنه بلندی اومد برگشتم که با ا.ت روبه رو شدم باورم نمیشه😳چقدر خوشگل شده بود با اون لباس سیاه رنگی که بدن سفیدش رو به نمایش گذاشته بود اون پاهای ظریفش که دل هر مردی رو میبرد و اون چهره زیبا که هر مردی رو جذب خودش میکرد وایسا ببینم جونگکوک چی داری واسه خودت میگی خیلی هم عن شده همینطور که داشتم با خودم حرف میزدم یهو هانا لچبا جیغ جیغ کردن اومد سمتم
هانا:ددییییی
جونگکوک:جانم عشقم اتفاقی افتاده
هانا:نه میخواستم بگم خیلی جذاب شدی(لوس،با صدای نازک)
جونگکوک:آخ من قربونت برم
هانا:هی دختره ی هرزه نبینم اونجا خودتو به ددی من بچسپونی من می‌دونم و تو
ا.ت:باش
ویو ا.ت:
همینطور که داشتم از پله ها میومدم پایین یهو جونگکوک رو دیدم چقدر خوشگل شده بود سرتا پای منو برانداز کرد و توی چشمام خیره شد یه چیزی توی چشمام تغییر کرده بود نمی‌تونستم تشخیص بدم دقیقا چی ولی دیگه مثل قبل با اون نگاه سردش نگام نمی‌کرد همینکه داشتیم با هم چشم تو چشم می‌شدیم این هانا اومد وسط
ویو جونگکوک:
همینطور که داشتم با هانا حرف میزدم که یهو.....
ادامه دارد
بچه ها شرطارو برسونید پارت قبلی شرطارو نرسوندید ولی من گذاشتم منم نیاز به انرژی دارم امید وارم این دفعه شرطارو برسونید🫠❤️شرطا ۵تا لایک
دیدگاه ها (۲)

لباس جونگکوک برای مهمونی

بچه ها یادم رفت اینو بزارم وایب فیک روانی من

لباس ا.ت برای مهمونی کفش ا.تآرایش ا.ت

پارت ۴ویو جونگکوک:همینکه خواست قهوه هارو بزاره یه لحظه سینه ...

پارت ۴:(ویو کوک )بیدار شدم دیدم ا/ت مث جوجه ها خوابیده یاد ک...

بهترین رقیب منپارت ۶جونگکوک: سلام ☺️هانا: سلام ( سرد)جونگکوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط