{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مینویسم گرچه تاثیری ندارد ای نگار

مینویسم گرچه تاثیری ندارد ای نگار
دوستت دارم ، هزاران تا هزاران تا هزار

با هوای رفتنت هر فصل بدتر میشوم
مثل برفِ آخرِ پاییز در اوجِ بهار

گرچه میخندی به من ، شعر جدیدی میشود
از برای قافیه این بار نازی نو بیار

میکَنی از خود دو دستم را ز دامانت ولی
میکُنی من را به ناز دلبری هایت دچار!

گرچه که حتی نمیدانی ولی میخواهمت
مثل عکسِ گم شده در پشتِ تلی از غبار

میروی تنها بدور از آنچه داری میروی
رد پایی هم نمی ماند به روی این مزار

تا تو بودی کوچه را با من قراری تازه بود
تا که رفتی بد دمار از من درآورد روزگار
دیدگاه ها (۳)

به سمتت آمدم اما به دیوار تو برخوردمو هر بار این فریبت را از...

تلخ است دل بریدن و از من رمیدنتباید دوباره "هی بدَوم" تا رسی...

آنقدر"دوستت دارم"ها"دلتنگی"ها"خاطرات"به زبان های گوناگون روی...

شایــد فِکــر کـــنی ...؟ چون مَمنوعــی و اَزَم دوری .... فر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط