{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تلخ است دل بریدن و از من رمیدنت

تلخ است دل بریدن و از من رمیدنت
باید دوباره "هی بدَوم" تا رسیدنت!

گلخند‌های باغ لبت بود و چشم‌هام
آغاز شوم حادثه شد سیب چیدنت

ابراز عشق کردم و پاسخ سکوت بود
اما شکست بغض مرا لب گزیدنت

می‌خاستم تمامی تو سهم من شود
راضی شدم به"از لب فنجان" چشیدنت

باید برای لمس نگاهت وضو گرفت
ای چشم‌هات،کعبه و معراج،دیدنت "عیسی"تر از مسیحم و تنهاتر از خدا
بر من بِدَم که زنده شوم از دمیدنت «تو» چکه چکه میچکی از سقف "بیت"هام
«من» لحظه لحظه مستم از اینسان چکیدنت

ای دل درون سینه چنین بال و پر نزن
شرمندگی‌ست حاصل من از تپیدنت
دیدگاه ها (۳)

وقتی تو کنارم هستیآسمـــان هم به زمین بیایدفقـــطبه هوای تو ...

تو کجایی؟ در گستره‌ی بی‌مرزِ این جهان تو کجایی؟ من در دور...

به سمتت آمدم اما به دیوار تو برخوردمو هر بار این فریبت را از...

مینویسم گرچه تاثیری ندارد ای نگاردوستت دارم ، هزاران تا هزار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط