{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دریا سلام، یاد تو از دل نمی‌رود

دریا سلام، یاد تو از دل نمی‌رود
کشتی به خون نشسته به ساحل نمی‌رود

باید کبوتران حرم، نوحه سر کنند
اندوه بی کران تو از دل نمی‌رود

ای محمل تمام غزل‌های عاشقی!
این ناقه در مسیر تو در گل نمی‌رود

در دجله جنون تو، مأوا گرفته است
دیگر فرات سمت مقابل نمی‌رود

ای آن که بربلند تماشا نشسته‌ای
این دور، یک نفس سوی باطل نمی‌رود

در مُلک بی نظیرِ سلیمان، به وقت شام
جز مرد عشق، سوی مقاتل نمی‌رود

سردار عشق، شوق شهادت مبارکت
آن کس که نیست عارف واصل، نمی‌رود!

برعرش واشده است تمام دریچه‌ها
جز راه عشق، راه به منزل نمی‌رود

شاعر:محمد مهدی عبداللهی
دیدگاه ها (۲)

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

اول میگفتم ،تو اگر "کلمه "بودی میشدی مرهم...بعد دیدم تو خود ...

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک :در بندِ نگاهِ سردِ اربابدر عمارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط