{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چراغی در دست

چراغی در دست

چراغی در دلم

زنگار روحم را صیقل می دهم

آینه ای برابر آینه ات می گذارم

تا از تو …

ابدیتی  بسازم …
بغض ِ فروخورده ام ، چگونه نگریم ؟

غنچۀ پژمرده ام ، چگونه نگریم ؟

رودم و با گریه دور می شوم از خویش

از همه آزرده ام ، چگونه نگریم ؟

مرد مگر گریه می کند ؟ چه بگویم

طفل ِ زمین خورده ام ، چگونه نگریم ؟

تنگ پر از اشک و چشم های تماشا

ماهی دلمرده ام ، چگونه نگریم !

پرسشم از راز ِ بی وفایی او بود

حال که پی برده ام ، چگونه نگریم ؟
دیدگاه ها (۴)

::من عاشق چشمت شدم ، نه عقل بود و نه دلیچیزی نمیدانم از این ...

لذت دنیا...داشتن کسی ستکه دوست داشتن را بلد است.به همین سادگ...

آهای مسافر خسته من ، دستت را بگذار بر روی دل منمیبینی که من ...

شاخه را محکم گرفتن این زمان بی فایده استبرگ می ریزد، ستیزش ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط