{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو داریم🤡💔

سناریو داریم🤡💔
قراره یک داستان کسل کننده ای بدم بیرون(خب حقیقتش هیچوقت از سناریو هام راضی نبودم)
بگذریم:
هیونلیکس و چانمین داریم.‌.
بریم برای معرفی اولی:
کاپ//ل:هیونلیکس
شخصیت های اصلی:هیونجین و فلیکس
(کاراکتر فرعی زیاد داریمم،یعنی اینکه ۹۹ درصد کاراکترا فرعیه)
خب بیشتر از این اطلاعات خاصی نمیدم بنظرم توی داستان متوجه همچیز بشین خیلی حس بهتری بهتون میدهه راستی یادم رفت
ژانرش:ماجراجویی،Bل،هیجانی،ماورایی(ماورایی به درخواست بانویی که گفت)
خب بریم برای خلاصه:
هیونجین بعد از ۱۵ سال به کره برگشته بود فقط برای اینکه یک سری به عمارت خانوادگیشون بزنه،اما خب چطور میتونه ظلمی که در حق فلیکس کرده بود رو جبران کنه؟
(نگفتم چیکار کرده تا کنجکاوی بکشیدد،ولی فردا میگویمم)
خب بریم برای معرفی دومی:
کاپ//ل:چانمین
کاراکتر های اصلی:جناب کریستوفر،سونگمین
ژانر:گردشگری،ماجراجویی،ماورایی(باز به درخواست بانوو:)
خلاصه:
سونگمین توریستی بود که شبها توی جنگل گشت و گذار میکنه تا اینکه یک شب،دوستش توی جنگل گم میشه و سعی میکنه پیداش کنه .
تلاشش بی نتیجه بود به یک هتل رسید،عجیب نیست یک هتل بزرگ وسط جنگل باشه؟؟ولی خب پی میدونست که اونجا هتل نبود و صاحبش یک خون//اشام خوابیده بود؟؟

اگر خوشتون اومد ...بگید....
دیدگاه ها (۱)

چه رشته هایی میخونید و به چه رشته هایی هم علاقه دارید؟خودم ه...

میخوام تغییر ظاهری به چنل بدم اما دلم نمیاااادددد😭😭😭🤡

بچه ها میخوام نظرسنجی کنم برای فیک بعدیی🎀انتخاباتونو توی کام...

درباره ی مرحم عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط