{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با خود مگو که

با خود مگو که
گیسوی مستانه ریخته....

بخت سیاه ماست
بر آن شانه ریخته ...

#محمد_سهرابی
دیدگاه ها (۱)

ترا و مرا بی من و تو بن بست خلوتی بس !   #احمد_شاملو❣

آهآری ، این منماما چه سوداو که در من بوددیگر نیست، نیست...#ف...

حال و هوای تهران در آن روزِ جانکاه... هیچ وقت نمی توانم آن ل...

⁨آقاجانم پدرم ،امروز سخت ترین جانگدازترین روز عمرم برای وداع...

اول یک نفر ایستاده است .با چشمان بی روح سیاه ، کت و شلوار گش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط