{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓹𝓪𝓻𝓽 8

𝓹𝓪𝓻𝓽 8
ویو شهر بازی
ات: همی همه مردم زندگیتو دیدنننن(عربده)
همی: چی میگییی (عربده)
ات: دامنتتت(عربده)
همی: عرررررررر(عربده)(دامنشو گرفت)
مبینا: جیغغغغفغفغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
ات: اروم باشین عرررررررررر
ویو بعد پیاده شدن
هرکی یه ور داره میره به علت سرگیجه
ات: بچه ها بیاین بریم بستنی بخوریم
مبینا: موافقم
همی: بریم شاید سرگیجمون بهتر شه
ات: بریم
...
ات: اقا نه تا بستنی نه نه سه تا بستنی
اقاعه: بفرمایید
ات: مرسی
....*درحال خوردن بستنی*
همی: دیگه چی سوار شیم
ات: امممم چرخ و فلک
مبینا: بعدش اون تاب بزرگه
همی: بدویین بریم
ات: بریم
...
همی: آقا سه تا بلیط چرخ و فلک
...
ات: حس میکنم دستامو دراز کنم میتونم ابرارو بگیرم
همی: تو کوتاهی دستت نمیرسه( خنده)
ات: کلن دو سانت ازم بلند تری (حرصی)
همی: بلاخره بلندترم
ات: ایششش
همی: کوچولوووو
ات:(حرص خوردن)
همی: اوخی کوچولو حرص نخور
ات: پیاده شیم جرت میدم
مبینا: یه لحظه جرش نده بریم تابرو سوار شیم بعد جرش بده حداقل بزار روز اخر زندگیش بهش خوش بگذره(ازون خنده های شبیه به مامانا)
ات: باشه مامانی جونم؛ بخاطر مبینا جرت نمیدم
....
ات: نمیدونم چرا این تابرو سوار میشم بی حس میشم(یکم عربده)
مبینا: حداقل یه جیغ بکش بفهمیم بهت خوش میگذره (یکم عربده)
ات: جیغغغغ
مبینا: همین؟
همی: خیلی تاثیر گذار بود
.....* 23:30درحالی که با کلی عروسک که تو بازیا برده بودن داشتن تو شهر بازی دنبال در خروجی میگشتن*
کیس اسنو نور لیور سو گومو لتس گو(اهنگ اسنو وایت *زنگ گوشیمه*)
ات: کی اینموقع شب زنگ زنگ زده
همی: جواب بده ببین کیه؟
ات: الو
پی دی نیم:....



☆☆☆
اد کیم ات
دیدگاه ها (۰)

𝓹𝓪𝓻𝓽 7ات: من خوابم میادمبینا: وایستا ده دقیقه آخرشه ات: من م...

𝓹𝓪𝓻𝓽 6درو باز کردم که دیدم پیتزاهارو آوردن ولی نوشابش کوات: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط