گفتی که

گفتی که:

"چو خورشید٬ زنم سوی تو پر٬

چون ماه ٬ شبی می کشم از پنجره سر!"

اندوه٬ که خورشید شدی٬

تنگ غروب!

افسوس

٬ که مهتاب شدی٬

وقت سحر!
دیدگاه ها (۵)

عشق ما دهکده یی ست که هرگز به خواب نمی رودنه به شبان ونه به ...

خدایا می شود من هم شوم خالقدرون بوم نقاشی قلم در دست من وانگ...

خیال بودنت آنقدر شیرین است برای دلم که گاهی اوقاتدست خیالت ر...

یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرارخ و زلفت عوض شام و سحر بود ...

چندپارتی☆p.3چند ثانیه سکوت بین تون حکم فرما بود، مثل دنیا که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط