آماده ام. بارانی پوشیده ام. چتر برداشته ام. چمدانم را بست

آماده ام. بارانی پوشیده ام. چتر برداشته ام. چمدانم را بسته ام. 

برای آخرین بار در آینه قدی خود را خیره شدم. 

شبیه همه مسافر ها به جدی ترین شکل ممکن جدی به نظر می رسم. 

پول، عینک و بلیط را برداشته ام. کلید را همان جایی که در نظر گرفته بودم فراموش می کنم. 

تاکسی رسید. آقای راننده لطفا همین نیمه را به ترمینال برسان. 

نیمه دیگرم نتوانست دل بکند. منصرف شد!


| پدرام مسافری |

•••
#عاشقانه_خاص#بیو#سریال#موزیک#تکس#کلیپ#ادیت#زیبا#سردار #دلها#سینمایی#گل#پروفایل#رستوران#غذا#محلی#لایک#شات#فالو#زیبایی#طبیعت#کیک#استان#آبشار#مشاوره#کنکور#معرفی_کتاب#سال_نوروز#مذهبی#محرم#گربه
#گل_پیچک
دیدگاه ها (۳)

" سوار تاکسی بودم ؛مسافری دست بلند کرد . .انقلاب؟! سوار شد ....

<🖤🌿>⌝من بلد نیستم قهر کنم؛ ولی اگه قهر کنم واقعا میرم و دیگه...

" کمرنگ یا پر رنگ؟ " برای چند ثانیه تمام پیکر ترمینال جنوب ت...

اما ادمای اشتباه زندگیت بهت درس میدن، بهت یاد میدن به هرکسی ...

اما ادمای اشتباه زندگیت بهت درس میدن، بهت یاد میدن به هرکسی ...

یه بار بهش گفتم:‏می‌دونی من آدم صفر و صدی هستم،یعنی یا برای ...

#امروزدوباره.دیدمش..بعد۶سال تو تاکسی روصندلی جلونشسته بودم ت...

دلتنگم... .لبخند دروغکی چرا....؟؟خوب نیستم . . .مثل قرصی که ...

امروز داشتم به این فکر می کردم که فقط هم اینطوری نیست که ما ...

همیشه چیزای بد با حضور یه آدم خوب قابل تحمل میشن !مثلا فرض ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط