P6
_ به نتیجه رسیدی
+ اخ خسته شدم از یکی از بچه ها خواستم نقشه خونه اون کیما اه یعنی خانوادت پیدا کنم
_ یا اونا خانوادی من نیستن
+ اوکی حالا هم تمام در های پشتی و کل خونه رو داریم
و دیگه من داشتم فکر میکردم چیکار کنیم
_ خب بریم دیگه
+ دیوانه ساعت ۶ صبح
_ عه ندیدم
+ من میرم تمرین کنم
_ اوکی پایینی دیگه
+ اره
ویو چان:
_اون زنیکه هرزه سایکو گند زده به تمام کارام میدونی چقدر بهم صدمه زده
+همتون خفه شیدد
با این حرف من همشون ساکت شدن بعد اتمام جلسه نشستم روی صندلیم من چه مرگم، شده بود؟ همیشه خونسرد بودم و میدونستم چجوری باهاشون حرف بزنم اما اینبار واقعا عصبی شدم اما چرا؟ بخاطر اون دختره ؟ یا بخاطر کارای اون چوی یونجون لعنتی ؟ هیونجین اومد نزدیکم
_حالت خوبه چان ارامشت حفظ کن
+نه عصبیم واقعا انتظار نداشتم آنقدر راحت گند بزنن تو همچی
_خیلی خب بابا بیخیال آنقدر سخت نگیر به خودت
ویو هه این :
بعد از تحقیق زیاد فهمیدیم رییس کیم بزرگ یه حساب چندین میلیاردی داره که خونوادش از این موضوع خبر ندارن هربار برای امنیت اون حساب به یه کشور میفرسته و طبق تحلیلی که یوری کرده این کارش یه الگو داره اون هرسال پولش به ترتیب به کشورای امریکا چین قبرس ، استرالیا و در اخر خود کره میفرسته
و اخرین باری که جا به جایی حساب داشته به استرالیا بوده پس الان.. دوباره حسابش توی کره ست
+پس میخوای با بدست اوردن باند و کل ثروتش انتقام بگیری؟
_اون باید تاوان بلاهایی که سرم اومد بده
از ماشین پیاده شدیم یوری تغییر چهره داده بود و خودش مدیر تعمیر ساختمون معرفی کرد سر نگهبانا گرم شده بود حالا نوبت من بود نقابم گذاشتم وارد ساختمون شدم یکی از خدمتکارا دیدم که داره نزدیک میشه خودم قایم کردم
_چشمم ارباب جوان
و نگاه کردم که داشت با اون پسره چانگبین حرف میزد تا حواسشون پرت بود سریع رفتم وارد یه اتاق شدم و یه نفس کشیدم همینکه روم اونور کردم هیونجین دیدم که تو حموم بودد و لعنت بهش اون حموم شیشه ای بود و اگر بخار شیشه نبود.... ولی خودمونیم واقعا چه بدنی داشت مثل هیزا زل زدم بهش که دیدم شیر اب بست سریع اومدم بیرون اروم وارد اسانسور شدم باید هرجور شده طبقه مخفی پیدا میکردم اما هیچ نشونی از طبقه مخفی یا هرچی نبود شاید رمز خاصی داشت بالاخره این اسانسورا خاص طراحی میشن ، تاریخ تولد رییس کیم امتحان کردم ولی هیچ تغییری نکرد تاریخ تاسیس باند رو هم امتحان کردم اما بازم نرفت عصابم خورد شد نشستم کف آسانسور که یهو یاد یکی از حرفای یوری افتادم
_یادم که پدربزرگم عادت داشت برای تمسخر دشمناش از اسم یا هرچیزی که مربوط به اونا بود برای رمز گذاری بعضی چیزاش استفاده میکرد
بزرگترین دشمن اونا کیه، عامم چوی ها؟ شروع کردم به پشت هم زدن دکمه های اسانسور تاریخ تاسیس باند خانواده چوی رو روی اسانسور زدم که در کمال تعجب اسانسور حرکت کرد! عجب پس رمزش این بود کدوم دیوونه ای از تاریخ تاسیس باند رقیبش برای رمز اسانسور استفاده میکنه اخه؟
در باز شد با یه اتاق لوکس سلطنتی با تم مشکی مواجه شدم همینجور که قدم میزدم به یه گاو صندوق برخوردم پودری که داشتم برداشتم فوت کردم روی دکمه های گاو صندوق این پودر میتونست قسمتی که بیشتر روش چربی نشسته و اثر انگشت هست رو مشخص کنه با دیدن رد اثر انگشت رمزش زدم و با یاز شدنش چندتا مدارک دیدم همشون باز کردم همینجوری ورق میزدم دنبال یچیز خوب بودم که یهو با دیدن اسم کیم هه این خشکم زد..کیم هه این؟؟ عکس بچگیم روی اون مدارک منگنه شده بود..نه نه امکان ندارع امکان نداره نه نمیتونه اینجوری باشه من دختر اون خانواده نیستم بیخیال همه چی شدم مدارک جذاشتم سر جاش که با صدایی که شنیدم میخکوب شدم
#چان
#لینو
#چانگبین
#فیلیکس
#سونگمین
#جونگین
#هیونجین
#هان
#استری_کیدز
#سناریو
#تک_پارتی
+ اخ خسته شدم از یکی از بچه ها خواستم نقشه خونه اون کیما اه یعنی خانوادت پیدا کنم
_ یا اونا خانوادی من نیستن
+ اوکی حالا هم تمام در های پشتی و کل خونه رو داریم
و دیگه من داشتم فکر میکردم چیکار کنیم
_ خب بریم دیگه
+ دیوانه ساعت ۶ صبح
_ عه ندیدم
+ من میرم تمرین کنم
_ اوکی پایینی دیگه
+ اره
ویو چان:
_اون زنیکه هرزه سایکو گند زده به تمام کارام میدونی چقدر بهم صدمه زده
+همتون خفه شیدد
با این حرف من همشون ساکت شدن بعد اتمام جلسه نشستم روی صندلیم من چه مرگم، شده بود؟ همیشه خونسرد بودم و میدونستم چجوری باهاشون حرف بزنم اما اینبار واقعا عصبی شدم اما چرا؟ بخاطر اون دختره ؟ یا بخاطر کارای اون چوی یونجون لعنتی ؟ هیونجین اومد نزدیکم
_حالت خوبه چان ارامشت حفظ کن
+نه عصبیم واقعا انتظار نداشتم آنقدر راحت گند بزنن تو همچی
_خیلی خب بابا بیخیال آنقدر سخت نگیر به خودت
ویو هه این :
بعد از تحقیق زیاد فهمیدیم رییس کیم بزرگ یه حساب چندین میلیاردی داره که خونوادش از این موضوع خبر ندارن هربار برای امنیت اون حساب به یه کشور میفرسته و طبق تحلیلی که یوری کرده این کارش یه الگو داره اون هرسال پولش به ترتیب به کشورای امریکا چین قبرس ، استرالیا و در اخر خود کره میفرسته
و اخرین باری که جا به جایی حساب داشته به استرالیا بوده پس الان.. دوباره حسابش توی کره ست
+پس میخوای با بدست اوردن باند و کل ثروتش انتقام بگیری؟
_اون باید تاوان بلاهایی که سرم اومد بده
از ماشین پیاده شدیم یوری تغییر چهره داده بود و خودش مدیر تعمیر ساختمون معرفی کرد سر نگهبانا گرم شده بود حالا نوبت من بود نقابم گذاشتم وارد ساختمون شدم یکی از خدمتکارا دیدم که داره نزدیک میشه خودم قایم کردم
_چشمم ارباب جوان
و نگاه کردم که داشت با اون پسره چانگبین حرف میزد تا حواسشون پرت بود سریع رفتم وارد یه اتاق شدم و یه نفس کشیدم همینکه روم اونور کردم هیونجین دیدم که تو حموم بودد و لعنت بهش اون حموم شیشه ای بود و اگر بخار شیشه نبود.... ولی خودمونیم واقعا چه بدنی داشت مثل هیزا زل زدم بهش که دیدم شیر اب بست سریع اومدم بیرون اروم وارد اسانسور شدم باید هرجور شده طبقه مخفی پیدا میکردم اما هیچ نشونی از طبقه مخفی یا هرچی نبود شاید رمز خاصی داشت بالاخره این اسانسورا خاص طراحی میشن ، تاریخ تولد رییس کیم امتحان کردم ولی هیچ تغییری نکرد تاریخ تاسیس باند رو هم امتحان کردم اما بازم نرفت عصابم خورد شد نشستم کف آسانسور که یهو یاد یکی از حرفای یوری افتادم
_یادم که پدربزرگم عادت داشت برای تمسخر دشمناش از اسم یا هرچیزی که مربوط به اونا بود برای رمز گذاری بعضی چیزاش استفاده میکرد
بزرگترین دشمن اونا کیه، عامم چوی ها؟ شروع کردم به پشت هم زدن دکمه های اسانسور تاریخ تاسیس باند خانواده چوی رو روی اسانسور زدم که در کمال تعجب اسانسور حرکت کرد! عجب پس رمزش این بود کدوم دیوونه ای از تاریخ تاسیس باند رقیبش برای رمز اسانسور استفاده میکنه اخه؟
در باز شد با یه اتاق لوکس سلطنتی با تم مشکی مواجه شدم همینجور که قدم میزدم به یه گاو صندوق برخوردم پودری که داشتم برداشتم فوت کردم روی دکمه های گاو صندوق این پودر میتونست قسمتی که بیشتر روش چربی نشسته و اثر انگشت هست رو مشخص کنه با دیدن رد اثر انگشت رمزش زدم و با یاز شدنش چندتا مدارک دیدم همشون باز کردم همینجوری ورق میزدم دنبال یچیز خوب بودم که یهو با دیدن اسم کیم هه این خشکم زد..کیم هه این؟؟ عکس بچگیم روی اون مدارک منگنه شده بود..نه نه امکان ندارع امکان نداره نه نمیتونه اینجوری باشه من دختر اون خانواده نیستم بیخیال همه چی شدم مدارک جذاشتم سر جاش که با صدایی که شنیدم میخکوب شدم
#چان
#لینو
#چانگبین
#فیلیکس
#سونگمین
#جونگین
#هیونجین
#هان
#استری_کیدز
#سناریو
#تک_پارتی
- ۷.۷k
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط