رماناستاد جذاب من

رمان:استاد جذاب من
پارت:پنجم
همین جوری حرف میزدیم که ا/ت اومد پیشمون
ا/ت:چی میگیییییید..به منم بگییییید
جینا:دلم درد میکنه سر اون اعصابم خورده
ا/ت:متوجه شدم
جینا:نام نام
ا/ت:یامی یامی
یوری:درد..کوفت..مرض..کـ/ـر
ا/ت:این چرا اینجوری شده؟(تعجب)
جینا:بگذریییییییم
ا/ت:ی معدب داشتیم اونم بی ادب شد
ویو جونگکوک
از داخل پنجره دفتر همون طور که قهوه میخوردم بهش خیره شده بودم..خیلی خوشگل بود..از همه مهم تر من و نجات داد..هیچ وقت به عشق اعتقاد نداشتم..اما امروز درگیرش شدم..تازه این عشق،عشق در نگاه اوله..قهوه رو که خوردم باند دستم رو عوض کردم..دستم بد جور درد میکرد..باند رو عوض کردم و دوباره به حیاط نگاه میکردم..اون تهیونگ عوضی چرا عین چسب به کون اون چسبیده من نمیفهمم..کرم داره فکر کنم
ویو ا/ت
تهیونگ:پس بهم نمیگی اون کی بود
ا/ت:گفتم که نمیدونم..بس کن
تهیونگ:میگم اون کی بود(عصبی)
ا/ت:اخه کـ/ـمغز اگر میشناختم سیو میکردم یا بهش پیام میدادم عه..
تهیونگ:کـ/ـمغز باباته
ا/ت:میگم که کـ/ـمغزی
ادامه دارد...
بچه ها سلام من بخاطر جنگ یکم اسیب دیدم برای همین رمان ها رو دیر میزارم،بابت اینکه رمان یکم بی ادبی شد معذرت میخوام من اعصابم خورده سر رمان خالی کردم
دیدگاه ها (۱۴)

پارت ۲۸تهیونگ:ولی نمیتونم همچین اجازه ای بدم$:چرا اون وقت؟ته...

وای ما ی بیبی گوریل داشتیم فکر کنید معلم بهش گف بیا پای تخته...

+چرا داری از خنده میمیری؟اون فقط ی ویدیوعهاون ویدیو:

لباس های ا/ت و تهیونگ در دنیای ناعادلانه

love Between the Tides¹⁸ ا/ت خیلی احساس ترس تو خونه ی تهیونگ...

love Between the Tides²³م:شما چند وقته همو میشناسید؟ با سرعت...

تکپارتی اسمات از تهیونگ و جونگکوک و ا،ت ا،ت ویوسلام من ا،تم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط