تو یک شهر را پریشان میکنی از عطرِ گیسویت

تو یک شهر را پریشان میکنی از عطرِ گیسویت
من آن مجنون که گُم کرده رسیدن بر سرِ کویت..

💫خاطرم را آنچنان دربند کردی با دلت
جز تماشای تو کاری نیست آرامم کند💫

#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#عکسنوشته
#عاشقانه
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

《دوست دخترشی و رو پاش میشینی》خونه ساکت بود فقط صدای اکسپلور ...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۹**نویسنده**ایزوکو داشت میرفت سمت کا...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

•~•~قسمت ششم : پیوند اجباری•~•~تهیونگ سرشو برگردوند که با چه...

پارت سوم._*بیگناهان*_

دو پارتی «من تنهات نمیذارم عزیزم» ژانر: خانوادگی، احساسی، حم...

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

سناریوی شماره ۳ تک پارتی. نکته:من هرچی فکر کردم گفتم بزار ای...

تک پارتی سینا ساعی وقتی

پارت ۵۰ — بعد از اویونگی بعد از برگشتن به پایتخت، تقریباً هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط