{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Kim Mansion

part:5

در اتاقش رو بست و گوکی رو زمین گذاشت و خودشم روی تخت نشست

ـ گوکی بیا اینجا

گوکی اروم به طرفش حرکت کرد و با بغض و لبایی که به پایین خم شده بودن به ته نگاه کرد
تهیونگ میخواست اون لحظه قورتش بده چون انگار یه شیرینی انسان نما بود
اخمش رو یکم جدی تر کرد نباید می رید به جدیتش وگرنه اون بچه اصلا جدی نمی گرفتش

ـ گوکی چرا اونکارو کردی؟

ـ ببخشید ته ته گوکی نمیدونست...هیچکی به گوکی نگفته بود

تهیونگ می خواست تنبیهش کنه ولی پشیمون شد گوکی اصلا معنی کاری که کرده بود رو نمیدونست

ـ خیله خب ازین به بعد خواستی هرکاری بکنی باید بیای و بهم بگی....الانم بیا بغلم
.

.

.
بعد یک ساعت تهیونگ به غلط کردن افتاد که همچین چیزی رو به گوکی گفته بود
گوکی هر دقیقه میومد و می گفت(ته ته میشه برم دستشوی؟ته ته میشه بازی کنم؟ته ته میشه بخوابم؟ته ته میشه دوشی رو بغل کنم؟ته ته..)
بعد از شام هم گوکی از سوجین معذرت خواهی کرده بود و سوجین مهربون ما جوابش رو خیلی مهربان داد و به گوکی یاد داد به کجا ها دست نزنه و چطوری با یه خانم رفتار کنه ولی انگار گوکی ته ته ی مارو که رفته بود سربازی و باشگاه و کلی عضله داشت رو یه خانم پرنسسی می دید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام
دوستون دارم ✨
مواظب خودتون باشید😽
دیدگاه ها (۶)

پارت ۴۰ لینا بعد از دعوا برگشت پیش سوفیا.سوفیا با تعجب نگاهش...

چند پارتی تهیونگ

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟏اتاق برای چند ثانیه توی سکوت فرو رفت.ا...

مهمونی پارت ۵۷

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۷| سؤالی درباره‌ی...

تک‌پارتی تهکوک | «شریک من، بادیگارد من؟»مدیر امنیتی پرونده ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط