برده ی ارباب جئون.
برده ی ارباب جئون.
پارت ۲
ویو ات-
یهو چند نفر ریختن تو عمارت
بادیگارد. ارباب جئون کارتون دارن
ات تو مغزش:
یهو ی مرد بلند قامت با اون ابهت مردونه ظاهر شد
جونگکوک. چ عجب جیهون
جیهون. چی میخایی از من
جونگکوک هیچی پولم و بده
جیهون. الان ندارم بخدا وایسا بت میدم
جونگکوک. خوب بجای پول چندتا خدمتکار بهم بده خدمتکار میخام
جیهون . هرکدوم میخایی بردار
جونگکوک رو ب الا:
آم این خوبه بنظر بدن خوبی هم داره اینو میبرم
آم تو اسمت چیه
.بورام هستم(با ترس)
جونگکوک اینم ببرین
خوب دیگه ما رفتیم بای بای جیهون
ی دقیقه
اون دختر ته سالن هم میبرم خدافس
ویو ات-
با اون یارو از عمارت عمو جیهون بیرون اومدیم
سوار ون مشکی شدیم
بعد 3 ساعت
به خونه رسیدیم خونه ک نبود قصر بود
همه جا با تم مشکلی کار شده
بود
وارد عمارت ک شدیم ی پیره زنه جلو اومد و گفت ارباب جئون پدرتون صداتون کردن اتاقشون
جونگکوک.اه این پیر مرده باز چیکار داره چشم اجوما راستی اجوما اینارو هم همراهی کن خدمتکار جدیدن
اجوما.چشم پسرم
دارادارا🫀
بریم برای پارت بعدی...
حمایت فراموش نشع
پارت ۲
ویو ات-
یهو چند نفر ریختن تو عمارت
بادیگارد. ارباب جئون کارتون دارن
ات تو مغزش:
یهو ی مرد بلند قامت با اون ابهت مردونه ظاهر شد
جونگکوک. چ عجب جیهون
جیهون. چی میخایی از من
جونگکوک هیچی پولم و بده
جیهون. الان ندارم بخدا وایسا بت میدم
جونگکوک. خوب بجای پول چندتا خدمتکار بهم بده خدمتکار میخام
جیهون . هرکدوم میخایی بردار
جونگکوک رو ب الا:
آم این خوبه بنظر بدن خوبی هم داره اینو میبرم
آم تو اسمت چیه
.بورام هستم(با ترس)
جونگکوک اینم ببرین
خوب دیگه ما رفتیم بای بای جیهون
ی دقیقه
اون دختر ته سالن هم میبرم خدافس
ویو ات-
با اون یارو از عمارت عمو جیهون بیرون اومدیم
سوار ون مشکی شدیم
بعد 3 ساعت
به خونه رسیدیم خونه ک نبود قصر بود
همه جا با تم مشکلی کار شده
بود
وارد عمارت ک شدیم ی پیره زنه جلو اومد و گفت ارباب جئون پدرتون صداتون کردن اتاقشون
جونگکوک.اه این پیر مرده باز چیکار داره چشم اجوما راستی اجوما اینارو هم همراهی کن خدمتکار جدیدن
اجوما.چشم پسرم
دارادارا🫀
بریم برای پارت بعدی...
حمایت فراموش نشع
- ۸۳
- ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط