بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پارت 1
ویو ات-
امروز هم مثل هر روز هعی دیگه نایی ندارم از داخل سرایداری عمارت خاله یوهان بلند شدم یونیفرم پوشیدم و با یونا ک دختر ارباب بابام و مامانم و ماعه راهی مدرسه شدیم
یونا کجا من کجا یونا دختر یک مرد با اصل و نسب
منم دختر یک باغبون
رسیدیم مدرسه بازم رفتار رو مخ بچه ها
ویو بعد مدرسه
ات. سلام خاله یوهان
یوهان. سلام یونا کجاس
ات. آم با رفیقاش رفتن کافه
میگم خاله مامانم کجاست
یوهان. سرایداری
ات. آها باش بای بای
ویو ات
رفتم سرایداری و بازم مامانم دیدم ک داره خیاطی میکنه اصلا حواسش ب من نبود و رفتم تو اتاقم
شب شده بود
همه داشتن برای شام حاضر میشدن منم داشتم غذا هارو آماده میکردم
عمو جیهون هم اومد همه مث همیشه خوشحال شاد خرم سر میز نشسته بودن شام میخوردن
ک چند نفر وارد عمارت شدن
بیا پایین👇🏻♥️
پایین تر👇🏻👇🏻
خیلی پایین تر👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
دارادارا تموم شد بریم برای پارت دوم
امیدوارم خوشتون اومده باشه امیدوار میشم حمایت کنید عشقولای من
پارت بعدی هم امشب میزارم
پارت 1
ویو ات-
امروز هم مثل هر روز هعی دیگه نایی ندارم از داخل سرایداری عمارت خاله یوهان بلند شدم یونیفرم پوشیدم و با یونا ک دختر ارباب بابام و مامانم و ماعه راهی مدرسه شدیم
یونا کجا من کجا یونا دختر یک مرد با اصل و نسب
منم دختر یک باغبون
رسیدیم مدرسه بازم رفتار رو مخ بچه ها
ویو بعد مدرسه
ات. سلام خاله یوهان
یوهان. سلام یونا کجاس
ات. آم با رفیقاش رفتن کافه
میگم خاله مامانم کجاست
یوهان. سرایداری
ات. آها باش بای بای
ویو ات
رفتم سرایداری و بازم مامانم دیدم ک داره خیاطی میکنه اصلا حواسش ب من نبود و رفتم تو اتاقم
شب شده بود
همه داشتن برای شام حاضر میشدن منم داشتم غذا هارو آماده میکردم
عمو جیهون هم اومد همه مث همیشه خوشحال شاد خرم سر میز نشسته بودن شام میخوردن
ک چند نفر وارد عمارت شدن
بیا پایین👇🏻♥️
پایین تر👇🏻👇🏻
خیلی پایین تر👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
دارادارا تموم شد بریم برای پارت دوم
امیدوارم خوشتون اومده باشه امیدوار میشم حمایت کنید عشقولای من
پارت بعدی هم امشب میزارم
- ۸۲
- ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط